3 اشتباه برتر در بازاریابی که مشاغل جدید ایجاد می کنند

اشتباهات

چرا کار خود را شروع کردید؟ من شرط می بندم که مزرعه پاسخ شما این نبود که "چون می خواستم بازاریاب شوم". با این حال ، اگر مانند صدها صاحب مشاغل کوچک باشید که من با شما کار کرده ام احتمالاً حدود 30 ثانیه بعد از باز کردن درهای خود متوجه شده اید که اگر بازاریاب نمی شوید ، صاحب مشاغل کوچک نخواهید شد برای مدت طولانی و به گفته حقیقت ، این امر شما را ناامید می کند زیرا از بازاریابی لذت نمی برید و باعث حواس پرتی شما از سایر حوزه های تجاری شما می شود.

خوب ، من یک خبر خوب دارم. اگرچه راهی برای از بین بردن نیاز شما برای بازاریابی در تجارت وجود ندارد ، اما می توانید با پرداختن به سه اشتباه برتر بازاریابی که می بینم مشاغل انجام می دهند ، بسیاری از ناراحتی های خود را از بین ببرید.

اشتباه شماره 1: بر معیارهای اشتباه تمرکز کنید

حجم گسترده ای از داده های موجود برای تجزیه و تحلیل بازاریابی امروز مغتنم است. Google Analytics ، به خودی خود ، داده های زیادی را فراهم می کند که می توانید آخر هفته تمام آن را خسته کنید و آن را تجزیه و تحلیل کنید - فقط کشف آن در نهایت منجر به نتیجه گیری متناقض می شود ، بسته به اینکه چه داده هایی را اولویت بندی می کنید. و این فقط داده های وب سایت شماست! گزارشگری برای تبلیغات دیجیتال ، رسانه های اجتماعی و سایر زمینه های بازاریابی به همان اندازه طاقت فرسا و متناقض است.

دسترسی به همه این داده ها چیز خوبی است ، اما می تواند باعث منحرف شدن صاحبان مشاغل کوچک از داده های واقعاً مهم شود. به همین دلیل است که بسیار مهم است که تمرکز خود را به تنها دو معیار اندازه گیری کنید که در نهایت هنگام ورود به بازار مهم هستند: هزینه برای به دست آوردن مشتری و ارزش مادام العمر مشتری. اگر جریان نقدینگی مسئله ای است ، شما می خواهید به جای ارزش مادام العمر روی ارزش مشتری ماهانه یا سالانه تمرکز کنید ، اما اصل اساسی همان است. اگر ارزش (یعنی درآمد) مشتری بیشتر از هزینه خرید مشتری باشد ، حال خوبی دارید. مشاغل سودآور براساس معیارهای بیهوده مانند کلیک ، نمایش و پسندیدن ساخته نشده اند. مشاغل سودآور از طریق معیارهایی ایجاد می شوند که در واقع می توانند در بانک واریز شوند ، بنابراین توجه خود را به این موارد معطوف کنید.

اشتباه شماره 2: روی تاکتیک های غلط تمرکز کنید

مطمئناً تاکتیک ها و ابزارهایی که امروز مشاغل کوچک بتوانند دلارهای بازاریابی خود را با استفاده از آنها خرج کنند ، وجود ندارد. متأسفانه ، بسیاری از مشاغل کوچک فقط به سمت روشهای مرسوم گرایش پیدا می کنند و تاکتیکهای اساسی بازاریابی را نادیده می گیرند. آنها تمام وقت و هزینه خود را بر روی تاکتیکهایی متمرکز می کنند که باعث ایجاد لایک ، فالوور و باز می شود در حالی که نادیده گرفتن تاکتیکهای اساسی منجر به تبدیل مشتری ، حفظ مشتری و اعتبار آنلاین می شود که دلار ایجاد می کند. نتیجه یک طرح بازاریابی است که آنها را مشغول و احساس خوبی می کند اما یک بیانیه درآمد است که آنها را به معده مبتلا می کند.

صاحبان مشاغل کوچک به جای اینکه همه داغترین روند بازاریابی را دنبال کنند ، باید ابتدا به حداکثر رساندن درآمد از مشتریان فعلی خود ، افزایش درصد منجر به مشتری و ارائه تجربه مشتری باشند که باعث ایجاد طرفداران پرشور می شود. این موارد ضروری پایه و اساس یک تجارت سودآور و بدون استرس است. آنها مطمئناً کسب و کار شما را به اندازه پریدن روی داغترین باند جدید رسانه های اجتماعی جذاب نخواهند کرد ، اما باعث درآمد شما می شوند - و این دلیل این نیست که شما در وهله اول کسب و کار خود را شروع کرده اید؟

اشتباه شماره 3: روی نام تجاری اشتباه تمرکز کنید

طی ده سال گذشته ، قدرت تعریف نام تجاری از تجارت از تجارت به مصرف کننده منتقل شده است. ده سال پیش مشاغل برای تعیین مارک تجاری خود تمرینات سخت و طاقت فرسایی را انجام می دادند و سپس از بازاریابی استفاده می کردند تا به مصرف کنندگان بگویند که مارک آنها چیست. این همه تغییر کرده است. در دنیای امروز ، مصرف کنندگان از یک مارک تجاری و فناوری اهرم و رسانه های اجتماعی تعریف می کنند تا به تجارت - و همچنین صدها ، اگر نه هزاران مشتری دیگر - بگویند که مارک تجاری آنها واقعاً چیست. و آنها این کار را 24/7/365 انجام می دهند.

متأسفانه ، بیشتر مشاغل (اعم از کوچک و بزرگ) نتوانسته اند بازاریابی خود را برای انعکاس این تحول وفق دهند. آنها همچنان بازاریابی را بر گفتن و فروش متمرکز می کنند. آنها ایمیلهای انبوه ، کارت پستالهای الگو را ارسال می کنند و برای حفظ مشتریان خود به تخفیف ها اعتماد می کنند. از طرف دیگر مارک های تعریف شده توسط مصرف کننده ، بازاریابی خود را بر روی تجربه و ارتباط مشتری متمرکز می کنند. آنها یادداشت های تشکرآمیز ، نامه های رضایت نامه را ارسال می کنند و تجربه ای سازگار و در کلاس جهانی را برای حفظ مشتریان خود ارائه می دهند.

تاکتیک ها یکسان هستند ، اما تمرکز متفاوت است. ابتدا با تعریف تجربه ای که می خواهید به مشتریان خود ارائه دهید شروع کنید و سپس بازاریابی خود را با ارتقا that این تجربه و فعالیتهای خود با ارائه آن ایجاد کنید. تصمیم گیری در مورد اینکه مارک تجاری شما به چه صورت باشد کاملاً مشکلی ندارد ، اما در پایان روز این مصرف کنندگان هستند که تصمیم می گیرند که این همان چیزی است که واقعاً هست یا نه.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.