مشاهدات در مورد The Long Tail و صنعت موسیقی

نوازنده

طول بلند: چرا آینده کسب و کار کمتر فروش می کندمن چند هفته پیش با برخی دیگر از رهبران بازاریابی ایندیاناپولیس ملاقات کردم و در مورد آنها بحث کردم دم دراز. این یک کتاب عالی است و کریس اندرسون یک نویسنده خارق العاده است.

از زمان توزیع کتاب ، برخی از افراد از کریس عکس گرفته اند و تصوری که وی به نوعی "اختراع کرده" است دم دراز. فکر نمی کنم کریس نظریه دم دراز، اما او آن را به زیبایی تصویر کرده است.

در وعده ناهارمان ، وقتی افراد در مورد کتاب بحث می کردند ، فکر می کنم چندین نفر از ما به این درک رسیدیم دم دراز بیشتر مانند هر صنعت دیگری فرآیندی اجتناب ناپذیر است. در گذشته فقط چند سازنده اتومبیل وجود داشت ، تعداد انگشت شماری از کارخانه های آبجوسازی ، چند تولید کننده لوازم الکترونیکی ... اما با تکامل فن آوری های توزیع و تولید ، اضافه کار همچنان به رشد خود ادامه می دهد. دم بلند تقریباً شبیه یک است قانون مور برای تولید و توزیع

من فکر می کنم صنعتی که بیشترین ضربه را از این صنعت می بیند صنعت موسیقی است. پنجاه سال پیش ، تعداد انگشت شماری استودیو و تعدادی از مارک های ضبط صدا وجود داشت که قبلاً تصمیم می گرفتند چه کسی این کار را کرده و چه کسی این کار را نکرده است. سپس ، ایستگاه های رادیویی تصمیم گرفتند که چه چیزی پخش شود و چه چیزی پخش نشود. صرف نظر از انتخاب مصرف کننده ، ساخت و توزیع موسیقی بسیار بسیار محدود بود.

حالا ساده است. من آن با حداقل هزینه از طریق وب سایت خود آهنگسازی ، نوشتن ، پخش ، ضبط ، میکس و توزیع می کند. هیچکس بین او و مصرف کننده وجود ندارد ... هیچ کس. کسی نیست که به او بگوید نمی تواند یک قرارداد ضبط کند ، هیچ کس برای ضبط کردن یک سی دی از او متهم شود ، هیچ کس به او بگوید موسیقی او را پخش نمی کنند. مرد میانی از راه حل بریده شده است!

این برای انسان میانه وحشتناک است ، اما تعداد بی شماری از افراد وجود دارد که "توزیع و تولید" را قطع کرده اند زیرا ابزار ارزان شده و کارآمدتر شده اند. این یک تکامل طبیعی است. مشکل صنعت موسیقی این است که وجود داشته است so پول زیادی بین مصرف کننده و نوازنده میلیونرهای زیادی در صنعت وجود دارند که من و شما هرگز نام آنها را نشنیده ایم.

بنابراین ... اگر یک نوازنده عالی 75 هزار دلار درآمد کسب کند چه می شود؟ اگر آنها 401 کیلوگرم داشته باشند ، مجبور شوند هر هفته برای آوردن بیکن به خانه کار کنند ، مجبور شوند اینجا و آنجا به دنبال کار بروند ... این خیلی بد است؟ من فکر نمی کنم من تکنسین هایی را می شناسم که هنرمندانی با ماشین تراش بودند - کار آنها همیشه عالی بود ... و هرگز سالی بیش از 60 دلار نداشتند. چرا نوازنده بیش از ماشینکار ارزش دارد؟ هر دو آنها تمام زندگی خود را روی زندگی خود کار کردند هنر. هر دو به حدی از کمال رسیدند که مورد توجه و احترام اطرافیان قرار گرفتند. چرا یکی میلیون ها نفر و دیگری به سختی امرار معاش می کند؟

اینها س questionsالاتی است که صنعت موسیقی باید با آنها کنار بیاید. توانایی به اشتراک گذاری موسیقی از طریق فناوری همیشه منجر به مدیریت و مدیریت حقوق دیجیتال می شود. نسل بعدی سیستم عامل ها ، پیام رسان های فوری و غیره اشتراک مشترک نظیر همتا را دارند که توسط یک مرد میانی که امکان شکایت دارد قضاوت نمی کند. من پوی می کنم جو و جو یک آهنگ را با من به اشتراک می گذارند - بدون هیچ گونه سرویس در این بین.

RIAA و صنعت موسیقی به سادگی با تکامل یک صنعت مبارزه می کنند. آنها می توانند سعی کنند آن را طولانی کنند ، اما هیچ فایده ای ندارد.

یک نظر

  1. 1

    "چرا یکی میلیون ها پول می گیرد و دیگری به سختی زندگی می کند؟"

    چون اگر چه پول خوبی برای نشستن به تماشای یک ماشین‌کار در محل کار نمی‌پردازم، اما روحم را برای بلیط‌های رولینگ استونز می‌فروشم.

    به همین دلیل آنها متفاوت هستند. من، مصرف کننده، برای آنها ارزش متفاوتی قائل هستم.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.