سوالی که باید در نظرسنجی بعدی خود بپرسید

Depositphotos 56497241 s

سوالدوست خوب من کریس باگوت یک چیز عالی دارد پست امروز در مورد نظرسنجی ها من کاملا با کریس موافقم. اگر قصد ندارید با اطلاعات کاری انجام دهید ، از من مشاوره من را نپرسید. هر کسی که مرا بشناسد تشخیص می دهد که من دوست دارم نظر خود را ارائه دهم ... گاهی اوقات به دلیل خطا. دوستانم کاملاً می دانند که می توانند به من اعتماد کنند.

این چند دلیل دارد:

  1. من فردی پرشور و پیر برای انجام بازی ها هستم. من می فهمم که ساعت در حال تیک زدن است ، پس چرا باید دور بوته زد؟
  2. اگر من همیشه منظورم را بگویم و آنچه را که می گویم منظورم باشد ، آنگاه مردم همیشه همین داستان را از من می گیرند. آنها می دانند که من به آنها چیزی نمی گویم که آنها بخواهند بشنوند.

اما ... اگر همچنان از مشاوره من می خواهید ، به من بگویید که آن را دوست دارید و سپس آن را به طور مداوم رد کنید ... پس من در آینده وقت خود را با شما سرمایه گذاری نمی کنم. این بدان معنا نیست که شما نمی توانید مخالف باشید ، من اغلب اشتباه می کنم. منظور من فقط این است که اگر انگیزه شما این است که احساس کنم از من قدردانی شده است ، نمی خواهم وقتم را با شما تلف کنم. و من نخواهم کرد

نظرسنجی ها دقیقاً به این شکل است. من از هیچ شرکتی مطلع نیستم که از نقاط درد مشتری آگاه نباشد. واقعیت این است که اکثر شرکت ها افرادی دارند که تمام نکات درد مشتریانشان را درک می کنند ، اینکه مردم از چه چیزی لذت می برند و مردم تحمل نمی کنند. مشکل این است که ما تا زمانی که آماده نشویم به خود زحمت گوش دادن نمی دهیم. نظرسنجی واقعاً همین است - این به مشتری شما می گوید: "خوب ، من آماده گوش دادن به شما هستم ... لطفاً به من بگویید چه چیزی را درباره من دوست دارید و چه دوست ندارید."

نظرسنجی ها باید مقیاس نهایی را متمرکز کنند. از نظر دقیق ، س questionsالات ملموس که می توانند منجر به پاسخ سنجیده شوند بسیار عالی هستند. درخواست از من برای ارزیابی ادب دربان خنده دار است. همه می دانند که دربان شما مودب است یا نه. اینکه از من بپرسید پیراهن چه سایزی می پوشم تا بتوانم پیگیری کنم و یک پیراهن برای شما بیاورم عالی است. از من پرسیدن اینکه آیا A در مقابل B دوست دارم فوق العاده است ... خصوصاً وقتی با کسی که من انتخاب کردم تماس بگیرید.

در انتهای دیگر مقیاس به همان اندازه مهم است. دوست دیگر ، پت کویل ، یک بار داستانی را با من در میان گذاشت که در آن یک شرکت فقط یک سوال در مورد نظرسنجی آنها داشت ...

آیا ما را به دوستانتان توصیه میکنید.

واقعیت این است که کسی در شرکت شما می داند چه چیزی می تواند بهبود یابد. آنها ممکن است از گفتن آن ترس داشته باشند. یا ممکن است برای رفع آن خریدی نداشته باشند. یا بیشتر اوقات ، آنها می دانند که رفع نمی شود پس چرا خود را به زحمت می اندازیم. اگر قرار نیست به حرف های کارمندان خود گوش دهید ، این احتمال وجود دارد که به حرف مشتریان خود گوش ندهید.

نظرسنجی ها همچنین علوفه ای برای حمایت از اعتقادات شما هستند. 10 مدیر برتر را که باید بر اساس تحقیقات شما رفع کنند ، به مدیر بگویید و گاهی اوقات شما به عنوان یک دیوانه اخراج می شوید. اما a از مشتریان خود چند صد نمونه تصادفی ارائه دهید که از 10 چیز برتر پشتیبانی می کنند و به طور ناگهانی مردم گوش می دهند. غم انگیز نیست؟ من هم اینچنین فکر میکنم!

من پیشنهاد نمی کنم با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید. کاملاً برعکس ، من می گویم روی ارتباط با مشتریان خود تمرکز کنید. نظرسنجی ها ارتباطات نیستند. بندرت دو طرفه است. بنابراین دست از انجام آن بردارید. بگذارید کارمندانتان صحبت های مشتریان را به شما بگویند و آن را برطرف کنید.

و اگر واقعاً کنجکاو هستید که مشتریان درباره شما چه فکر می کنند ، یک سوال ساده کافی است:

آیا ما را به دوستانتان توصیه میکنید.

یک نظر

  1. 1

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.