Rant: کلمه "P"

Depositphotos 22675653 s

بازاریابان بزرگ از صحبت در مورد آن لذت می برند بازگشت سرمایه گذاری. دیروز ، من در جلسه ای با یک شرکت املاک و مستغلات شرکت کردم که با استراتژی وب خود چالش هایی داشت. سایت بروشور آنها سرنخ زیادی را تحریک نمی کرد و آنها مقدار زیادی پول صرف تعدادی از برنامه های خارجی برای هدایت سرنخ به کانال فروش خود می کردند. مشکلی که ما شناسایی کردیم این بود که آنها برای همه این شرکت ها هزینه می پرداختند تا با آنها به صورت آنلاین رقابت کنند.

با سرعت معکوس نسبت به نرخ تبدیل سرب و درآمد آنها از نزدیک ، به ما کمک می کند که یک نوع استراتژی بازاریابی آنلاین بتواند چه تاثیری در کاهش هزینه سرب ، افزایش تعداد بازده و کاهش وابستگی آنها به اشخاص ثالث داشته باشد. این یک فرآیند یک شبه نیست - برای ایجاد انتقال به یک حرکت استراتژی طولانی مدت نیاز دارد. به نظر می رسد که این اغلب با یک شرکت معتاد به منابع سرب شخص ثالث یک چالش است.

آنها از جلسه بسیار خوشحال شدند و ما به زودی مراحل بعدی را پیگیری خواهیم کرد. هرچند که در حال صحبت با یک دانشکده در این باره بودم ، نمی توانستم فکر نکنم که همه این صحبت های مربوط به سرمایه گذاری ، بازگشت سرمایه ، هزینه های بازاریابی ، هزینه تبلیغات ... همه اینها از یک استراتژی واحد تشکیل می شود. برای تهیه بودجه بازاریابی ، باید سود یک شرکت را افزایش دهید.

بعداً ، من در یک مکالمه اجتماعی در مورد چگونگی اهمیت شرکتها فقط در حال خواندن بودم منافع. من اصلا موافق نیستم 99٪ شرکتهایی که با آنها کار کرده ایم - از شرکتهای بزرگ دولتی گرفته تا کوچکترین شرکتهای نوپا - سود را اندازه گیری کردند اما به ندرت میزان موفقیت آنها بود. در حقیقت ، جذب مشتری ، حفظ مشتری ، جابجایی کارمندان ، اختیارات ، اعتماد و سهم بازار همیشه بالاترین میزان را در رادار داشته است زیرا ما در مورد کمک به شرکت ها صحبت کردیم. صادقانه گفتم که هرگز شرکتی به من نزدیک نشده و این حرف را نزده است ما باید سود خود را افزایش دهیم - چگونه می توانید کمک کنید؟

گفته شد ، ناراحت کننده است که کلمه "P" به کلمه ای تبدیل شده است که بیش از آنکه از بلندترین کوه فریاد بزند ، زمزمه می شود. سود مترادف با طمع نیست. سود همان چیزی است که شرکت ها را قادر به استخدام می کند ، شرکت ها را قادر به رشد می کند ، شرکت ها را قادر می سازد تا در تحقیق و توسعه سرمایه گذاری کنند و - در نهایت - سود همان چیزی است که شرکت ها از آن مالیات می گیرند. به عبارت دیگر ، هرچه حاشیه سود برای یک شرکت بیشتر باشد ، برای اقتصاد کل ما بهتر است. سود بیشتر برای حمایت از فقیرترین شهروندان ما درآمد مالیاتی بالاتری ایجاد می کند. سود بیشتر باعث می شود شرکت هایی مانند من رشد کنند و فرصت پیشرفت و استخدام را برای کسانی که به دنبال کار هستند و یا به دنبال پیشرفت هستند ، فراهم می کنند.

حرص و طمع زمانی است که شرکت ها با هزینه کارمندان ، مشتریان و جامعه خود ثروت را انبوه می کنند. شرکت های بسیار سودآوری که من می شناسم حقوق خوبی به کارمندان خود می دهند ، همچنان تجربه مشتریان خود را بهبود می بخشند و سرمایه های زیادی را به جامعه اهدا می کنند. و آنها این کار را از طریق انباشت داوطلبانه ثروت ، و نه گرفتن آن انجام می دهند.

به نظر من نباید در مورد بازاریابی و تأثیر آن بر سود ساکت باشیم. من فکر می کنم ما باید سود را جشن بگیریم ... هرچه بزرگتر ، بهتر است. و ما نباید به دنبال راه هایی برای به حداقل رساندن آن از طریق مالیات و مقررات باشیم. این ضد خلاف است.

این برای افزایش سود و حاشیه سود شماست!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.