آماده ، آتش ، هدف

Depositphotos 3269678 s

این شب شب بسیار خوبی بود که با حضور برخی از کارشناسان بسیار معروف فروش ، بازاریابی و مارک تجاری سپری شد. ما به یک رستوران بسیار زیبا در یک اتاق خصوصی دعوت شدیم. هدف از این جلسه کمک به یک همکار بود که می خواست تجارت خود را به سطح بعدی برساند ... یا چند سطح فراتر از آنچه اکنون است.

در اتاق یک توافق وجود داشت ... بفهمید چه کاری انجام می دهید در یک جمله ، ویژگی های متمایز را شناسایی کنید ، فرایندی را برای فروش خدمات خود بر اساس ارزشی که می آورید توسعه دهید ، برای شناسایی با شبکه خود متصل شوید بهترین چشم اندازها برای بازاریابی و توسعه نام تجاری که شامل آنچه شما روی میز می آورید ، باشد.

من لزوماً با این موضوع مخالف نبودم ... اما این کار خیلی شدید است ، نه؟ شما می توانید سالها روی این موارد کار کنید end و در نهایت به صفحه نقاشی برگردید زیرا موفق نشدید.

با کمال احترام به همکارانم ، وقتی کارشناسان این نوع برنامه ریزی و مشاوره استراتژیک را ارائه می دهند ، همیشه کمی تردید دارم. من صادقانه بیش از دو دهه است که در بخشهای بازاریابی و اطراف آن کار می کنم و نمی توانم به یک برنامه بازاریابی که مفید باشد فکر کنم طبق برنامه.

صادقانه بگویم ، من فکر می کنم بسیاری از این صحبت ها فقط خشخاش است.

کاملاً دو طبقه نیست ... من معتقدم تفکر استراتژیک مهم است. به هر حال ، قبل از کشیدن ماشه باید بدانید که جهت کلی هدف کجاست. با این حال ، ترجیح می دهم کسی ابتدا آتش بزند و بعد هدف بگیرد تا اینکه ماهها کار کنم تا شلیکی ایجاد کنم که ممکن است به آزار دهنده برخورد کند یا اصلاً برخورد نکند.

من اغلب می بینم که مشاغل قبل از اینکه ماشه را بکشند شکست می خورند. آنها آنقدر از شکست می ترسند که فلج می شوند و در واقع هرگز خطرات لازم را برای حرکت به جلو نمی پذیرند. به اطراف خود به مشاغل موفق نگاه کنید. آیا آنها موفق هستند زیرا بی عیب و نقص برنامه ریزی کرده اند؟ یا اینکه آنها به دلیل چابکی و توانایی تنظیم استراتژی خود مطابق با خواسته های مشتری ، مشتری و صنعت خود موفق هستند؟

دیدگاه شما چیست؟ تجربه؟

8 نظرات

  1. 1

    فکر می کنم در بیشتر موارد حق با شماست. به نظر من این بستگی به این دارد که شما چه کاری انجام می دهید و تا چه اندازه اطمینان دارید که چیزی ارزش تبلیغ دارد. منظور من این است که گاهی تهیه یک برنامه رسمی که دارای جهت و هدف باشد بسیار ضروری است. این به افرادی که این طرح را اجرا می کنند کمک می کند تا در مسیر خود باقی بمانند. با این حال ، در آن برنامه باید بیش از برنامه ریزی اجرا شود. استراتژی های اولیه در عرض چند روز وارونه می شوند. این نیاز به تغییرات سریع دارد.

    برای اینکه قیاس خود را کمی عمیق تر کنید ، تصور کنید که آیا قبل از شلیک اصلاً هدف قرار نداده اید. شما می توانید هدف را بزنید ، اما به احتمال زیاد کاملاً از دست خواهید داد ، یا به یک دوست ، یا خودتان ضربه خواهید زد. به همین دلیل است که فکر می کنم این امر به میزان اعتماد به نفس شما در مورد ایده یا تجارت (چقدر هدف بزرگ است) بستگی دارد.

    بنابراین برای جمع آوری همه اینها - در این شرایط رقابتی که همه در آن قرار داریم ، باید خیلی سریع هدف را هدف گرفته و شلیک کنیم ، سپس دوباره هدف گرفته و دوباره شلیک کنیم ، سپس واقعاً دوباره هدف بگیریم و دوباره شلیک کنیم. یا ... فقط اسلحه را بیاورید.

  2. 2

    داگ ،

    من در این یکی با شما هستم من از یک سازمان نیمه بزرگ آمدم که در آن سرعت در ماهها و نیم سال اندازه گیری می شد و "استراتژی + درست کردن آن" موسسه های 15 ساله بود ، من ارزش چابک بودن را برای شروع یک روش جدید برای استفاده از تجارت خود دیدم . اکنون اجرای بازاریابی برای استارتاپی که وقتی شروع کردم ، کوچکتر از تیم بازاریابی بود که برای من کار می کردند ، نکته شما حتی از اهمیت بیشتری برخوردار است. تجارب جمعی از اعضای ارشد تیم باید به اندازه کافی باشد تا شما را به مسیر درست هدایت کند. چابک بودن و بهتر شدن مداوم ، تعالی عملیاتی است ... یک مهارت فوق العاده مهم و اغلب نادیده گرفته شده برای تیم های در حال رشد.

    - جاسکا

  3. 3

    کاملا موافق ، برایان! طنز این است که من بیشتر وقت آزادم را با خواندن و مطالعه نتایج دیگران می گذرانم تا بدانم هدف باید "کدام جهت" باشد. من فقط نگرانم که بسیاری از شرکت ها هرگز اولین قدم را برنمی دارند. آنها بلافاصله به دلیل یک اشتباه اشتباه شکست نمی خورند ... اما در نهایت با عبور دیگران از آنها شکست می خورند.

  4. 4

    بله موافقم. من بازاریابی بدی را از نزدیک ندیده ام اما مدام داستان های شرکت های قدیمی را می شنوم که در تلاش برای بازاریابی اولیه هستند. آنها این کار را نمی کنند ، بنابراین همه برنامه ریزی های موجود در جهان به آنها کمک نمی کند تا درسهای واقعی مورد نیاز برای هدف گیری مجدد و شلیک مجدد را یاد بگیرند و به اندازه کافی سریع برای حل مشکل تکرار نمی کنند.

    به هر حال ، این یک تشبیه عالی است. در این مورد بسیار خوب کار می کند. شما درست در مورد اینکه می دانید هدف کجاست درست است و من مطمئن هستم که شما برای این منظور کاملاً علاقه دارید. هر چند برخی از افراد فقط این کار را نمی کنند. چه کسی می داند که آیا برنامه ریزی کمک می کند ، اما بعضی از افراد هستند که فقط با بازاریابی خود را به پای خود شلیک می کنند. (مجبور شدم آن را بگویم ، خیلی مناسب است)

  5. 5

    داگ من نمی توانم بیشتر با شما موافقم هسته اصلی من این است: کارآفرین. و تا آنجا که کارآفرینان پیش می روند ، من همه چیز را در مورد چشم انداز آینده و برداشتن هر قدم لازم برای رسیدن به آنجا می دانم. من به استراتژی ها اعتقاد دارم. من به برنامه ریزی اعتقاد دارم. با این حال ، باید اعتراف کنم که من هرگز یک "طرح تجاری" سنتی تدوین نکرده ام.

    من یک سال پیش با آقایی گفتگو کردم. حتی اسم او را به خاطر نمی آورم. ما برای اولین بار در یک جلسه صبحانه که هر دو در منطقه کاستلتون ، ایندیانا شرکت کردیم ، دیدار کردیم. این یکی از آن "ایستادگی کردن در پارکینگ برای بیش از یک ساعت پس از گفتگوی شما" بود و به نوعی به موضوع ایجاد یک طرح تجاری رسیدیم. من به او اعتراف کردم که من هرگز یک طرح تجاری سنتی ایجاد نکرده ام. او از من پرسید: "آیا شما به این زودی ها قصد دارید از یک بانک برای تجارت کوچک خود بودجه بگیرید؟" من پاسخ دادم ، "نه." او گفت ، پس نگران یک طرح تجاری نباشید. در واقع ، او به من گفت "آتش و هدف". او مرا تشویق کرد که روحیه کارآفرینی ام را دنبال کنم و بیرون بروم و موفق شوم.

    و بنابراین داگ همان کاری است که من طی 3 سال گذشته از زمان تأسیس Cross Creative در اکتبر 2007 انجام داده ام. بنابراین برای شرکت من تولدت مبارک و سالها موفقیت بیشتر برای ما هر دو تلاش می کنیم با اشتیاق و اشتیاق خدمت کنیم. ما هر روز جدید! یک روز عالی برای کارآفرینی است.

  6. 6

    کاملا موافقم ، داگ فلج تجزیه و تحلیل فقط علامت شرکت های بزرگ نیست. بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک نیز از یک اقدام اشتباه می ترسند. اقدام ، با معیارهایی برای ارزیابی موفقیت ، یک استراتژی خوب است. فورچون پررنگ ترجیح می دهد.

  7. 7

    من هم موافقم داگ ، انعطاف پذیری امروز نام بازی است. تفکر استراتژیک امروز باید توانایی سازگاری سریع با بازار همیشه در حال تغییر را داشته باشد.

  8. 8

    به همین دلیل است که کارآفرینان واقعاً موفق کسب و کار راه اندازی می کنند ... سپس آنها را به استراتژیست هایی می فروشند که بیش از حد "خشخاش" صحبت می کنند تا اینکه خودشان یک کار را شروع کنند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.