شناخت به شما داده می شود ، اختیار توسط شما گرفته می شود

تاج

این هفته ، من یک گفتگوی شگفت انگیز با یک همکار جوان در صنعت بازاریابی داشتم. فرد ناامید شد. آنها یک متخصص در صنعت بودند که سالها نتایج باورنکردنی داشتند. با این حال ، وقتی صحبت از فرصتهای سخنرانی ، مشاوره یا توجه رهبران می شد ، آنها اغلب نادیده گرفته می شدند.

در 40 سالگی ، من قدرت خیلی دیرتر از بسیاری از رهبران شناخته شده در فضای بازاریابی به دست آمد. دلیل آن نسبتاً ساده است - من یک کارمند سخت کوش و سازنده بودم که رهبران مشاغلی را که به آنها کمک کردم تا قدرت کسب کنند ، فعال کردم. من گزارش های صنعت را تهیه کردم که آن را به کتاب ها و سخنرانی های اصلی تبدیل کرد که نام آنها روی آن بود. من مشاغلی را راه اندازی کردم که بنیانگذار آن نبودم. من می دیدم که افرادی که به آنها گزارش می دهم ترفیع داده می شوند و دستمزد خوبی می گیرند ، در حالی که برای آنها کار می کردم. بسیاری از آنها کاملا ثروتمند هستند.

من آنها را سرزنش نمی کنم. من از آنچه یاد گرفتم با تماشای آنها سپاسگزارم. در واقع ، من امروز با بسیاری از آنها دوست خوبی هستم. اما در طول کارم ، منتظر بودم که باشم به عنوان یک مرجع شناخته شده است. آخرین درسی که من سرانجام پس از تماشای آنها آموختم این بود که آنها مقامات رسمی شدند زیرا هرگز منتظر شناخته شدن نبودند. آنها اقتدار خود را گرفتند.

همانطور که آنها برداشت کردند سوinter تعبیر نکنید از من. نه ، آنها آن را از صنعت گرفتند. شناخت اول نبود ، بعد آمد. آنها در به دست آوردن کانون توجه غیرقابل توقف بودند. هنگامی که رویدادی برای سخنرانی برگزار می شد ، آنها سخت بازی می کردند تا بهترین زمان را بدست آورند و اطمینان حاصل کردند که حتی بیش از حد مشارکت خود را ارتقا دهند. وقتی یک میزگردی بود ، آنها بر آن تسلط داشتند. وقتی فرصتی را دیدند ، آن را ارائه دادند. هنگامی که آنها به توصیفات احتیاج داشتند ، آنها درخواست کردند.

اختیار گرفته می شود ، داده نمی شود. فقط تشخیص داده می شود. اگر یک چیز برای یادگیری از مبارزات انتخاباتی ترامپ و سندرز وجود دارد ، این است. هیچ کس در رسانه های جریان اصلی و نه نهادهای سیاسی هرگز نمی خواستند این دو نامزد در انتخابات شرکت کنند. نامزدها اهمیتی ندادند - آنها اقتدار را به دست گرفتند. و به نوبه خود ، مردم آنها را به خاطر آن شناختند.

یکی از همکاران من اخیراً انتقاد علنی کرد گری وینچوک علنا سازنده نبود ، او فقط از سبک خود و پیام گری بدش می آید. او از آن زمان پست را برداشته است ، اما من فقط یک نظر اضافه کردم: گری واینرچوک به نظر شما اهمیتی نمی دهد. گری منتظر شناخته شدن توسط این رهبر صنعت نیست ، گری این کار را کرد. و گسترش اقتدار و قاطعیت او شاهدی بر سزاوار بودن اقتدار است.

بنابراین در اینجا چند توصیه وجود دارد که دوست دارم به افرادی که هم با استعداد هستند و هم ناامید هستند ، بدهم:

  1. خودخواه باشید - منظور من از دیگران گرفتن نیست و همچنین ترک کمک به دیگران نیست. شما باید یک سابقه چشمگیر داشته باشید تا اقتدار خود را بر پایه آن ایجاد کنید. اما شما باید وقت خود را از کار خود اختصاص دهید ، و آن را به نقطه ای تبدیل کنید که برای خود کار کنید. به اقتدار آینده خود به عنوان یک حساب بازنشستگی فکر کنید. شما نمی توانید بازنشسته شوید مگر اینکه امروز فداکاری کنید. برای اقتدار شما نیز همین است. شما نمی خواهید اقتدار بسازید مگر اینکه امروز وقت و تلاش خود را صرف کنید. اگر 100٪ از وقت خود را روی کارفرما یا مشتری خود کار می کنید ، هیچ کاری برای خود سرمایه گذاری نمی کنید. انتظار شناخت نداشته باشید. بر روی سخنرانی بعدی خود کار کنید ... حتی اگر هنوز مخاطبی ندارید. برو یک کتاب بنویس برو پادکست شروع کن داوطلب شوید و در یک صفحه شرکت کنید. برای داشتن صحبت به یک رویداد بروید اکنون.
  2. جسور باشید - برقراری ارتباط دشوار است ، تسلط بر آن امری حیاتی است. من از عبارات اعلامی استفاده می کنم که پشتوانه تجربه من است. من می دانم که چه کاری انجام می دهم و اظهار می کنم من اغلب جلسات را فرمان می دهم (نه فقط به این دلیل که از آنها متنفرم) زیرا از اصطلاحاتی مانند این استفاده نمی کنم شاید, من فکر می کنم, ما می توانستیمو غیره من کلمات را کم نمی آورم ، عذرخواهی نمی کنم ، و وقتی به چالش کشیده می شوم عقب نمی کشم. اگر کسی مرا به چالش بکشد ، پاسخ من ساده است. بیایید تستش کنیم این به این دلیل نیست که فکر می کنم همه چیز را می دانم ، به این دلیل است که به تجربه خود اطمینان دارم.
  3. صادق باش - من در آنچه نمی دانم حدس نمی زنم. اگر به چالش کشیده شوم یا نظرم راجع به موضوعی که از آن مطمئن نیستم س askedال شود ، مکالمه را موکول می کنم تا زمانی که تحقیق کنم. به نظر می رسد بسیار مقتدرانه تر می گویید ، "بگذارید در مورد آن تحقیق کنم ، من نمی دانم". یا "من یک همکار دارم که در این زمینه تخصص دارد ، بگذارید با او صحبت کنم." از تلاش برای پاسخگویی به پاسخی که در آن سعی می کنید هوشمندانه به نظر برسید. وقتی این کار را می کنید هیچ کس را مسخره نمی کنید. اگر نادرست باشید ، همین امر هم ادامه دارد ... آن را بپذیرید و ادامه دهید.
  4. متفاوت باش - هر کس is ناهمسان. تلاش برای جا انداختن کاملاً شما را متناسب می کند. شما در میان افراد دیگری که فاقد اقتدار و شناخت در اطراف شما هستند پنهان خواهید شد. چه فرقی با شما دارد؟ آیا ظاهر شماست؟ شوخ طبعی شماست؟ تجربه شما؟ هرچه هست ، همانطور که خود را به دیگران معرفی می کنید ، آن را یک درجه بردارید. من قد بلندی ندارم ، چاق هستم ، موهای سفیدم ... هنوز مردم به من گوش می دهند.
  5. به گوش باش - فرصت ها در اطراف شما هستند. شما باید دائماً نسبت به آنها هوشیار باشید. من تقریباً به هر درخواستی که مستقیماً از من برای حضور در پادکست یا ارائه نقل قول برای یک مقاله از صنعت خواسته شده است ، پاسخ می دهم. من فرصت ها را جستجو می کنم خدمات درخواست روزنامه نگاری. من نظراتی را ارائه می دهم که مقالاتی را به چالش می کشم که با آنها مخالفم یا در صورت ناقص بودن مقاله ، رنگ اضافی ارائه می کنم.
  6. نترس باش - اقتدار بودن به این معنی نیست که همه شما را دوست داشته باشند. در حقیقت ، با بیرون کشیدن خود در مقابل دیگران کاملاً هدف کسانی قرار می گیرید که مخالف هستند. اگر من به تمام افرادی که با تمام زندگی من مخالف بودند گوش می کردم ، به جایی نمی رسیدم. اگر سعی می کردم همه مورد پسندم واقع شوند ، در یک بخش روان پزشکی بستری می شوم. من اغلب داستان مادر خودم را می گویم. هنگامی که من کار خود را شروع کردم ، اولین اظهار نظر وی این بود: "اوه داگ ، چگونه بیمه درمانی دریافت می کنی؟" حتی بعضی اوقات حتی باید اشتباه آنها را که دوست دارید ثابت کنید.

در نهایت ، کلید اقتدار این است که شما در چرخش آینده خود باشید ، نه شخص دیگری. شما کاملاً سزاوار اختیاری هستید که فکر می کنید دارید ... اما نمی توانید آرام بنشینید و منتظر بمانید تا دیگران شما را تشخیص دهند. وقتی سرمایه گذاری کردید ، شناخته می شوید. و وقتی توسط دیگران شناخته می شوید - حتی انتقاد می کنید - در راه هستید.

من در یک سخنرانی از شگفت انگیز شرکت کردم الن دانیگان (شرکت او ، لهجه تجارت، فیلم را در این پست ضبط کرده است) و او یک سری نکات در مورد ایجاد اختیارات را ارائه داده است. این مستلزم این است که شما در رویکرد خود هم عمدی و هم عمدی باشید هر فرصت فرماندهی اقتدار. من به شما توصیه می کنم شرکت الن را در شبکه های اجتماعی و یوتیوب دنبال کنید ، یک تن یاد می گیرید! شرکت او را استخدام کنید و دگرگون خواهید شد.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.