21 شرایط بازاریابی برای تحت تأثیر قرار دادن / آزار همکاران خود

افاده ای

افاده ایمن امشب در خانه نشسته بودم و به خواندن برخی می رسیدم. من یک پسر کاملاً ساده هستم ، بنابراین هر وقت اصطلاحات جدیدی می گیرم ، اغلب ویکی پدیا را کلیک می کنم تا بفهمم چه هک می خوانم. من همچنین سالها آنجا بلند می شوم ... بنابراین پس از خواندن آنچه در آن است ، چشمانم را جمع می کنم و دوباره به مطالعه می پردازم.

دلیل این که چشم هایم را به هم می زنم این است که نویسندگان (به ویژه نویسندگان بازاریابی) همیشه مجبور می شوند مجبور شوند کلمات جدیدی را برای یادگیری و جایگزینی کلمات قدیمی و کسل کننده اختراع کنند. من فکر می کنم این باعث می شود که آنها احساس هوشمندی کنند در حالی که ما به دلیل عدم کفایت عقب نشینی می کنیم.

در اینجا برخی از این اصطلاحات آورده شده است:

  1. رسانه پرداخت شده - ما قبلاً این را صدا می کردیم تبلیغات.
  2. رسانه های کسب شده - ما قبلاً این را صدا می کردیم کلمه از دهان.
  3. متعلق به رسانه ها - ما قبلاً این را صدا می کردیم روابط عمومی.
  4. ترافیک - ما قبلاً این را صدا می کردیم گردش or بینایی.
  5. تولید - ما قبلاً این را صدا می کردیم پاداش, وفاداری, نشان or سیستم های نقطه ای. علائم Boy Scout حدود سال 1930 است ، این افراد جدید نیستند.
  6. نامزدی - ما قبلاً این را صدا می کردیم مطالعه, گوش دادن، یا تماشا (و بعد… نظر دادن)
  7. بازاریابی محتوا - ما قبلاً این را صدا می کردیم نوشته.
  8. فراخوانی برای اقدام - ما قبلاً این را بنر تبلیغ می نامیدیم. فقط به این دلیل که در سایت خود ما بود ، به این معنی نبود که به نام جدیدی احتیاج داریم.
  9. شتاب - ما قبلاً این را صدا می کردیم ترویج.
  10. گراف - (به عنوان مثال نمودار اجتماعی) ما قبلاً فقط این را توضیح می دادیم روابط.
  11. قدرت - ما قبلاً آن را صدا می کردیم محبوبیت.
  12. بهینه سازی - ما قبلاً این را صدا می کردیم بهبود.
  13. مراقبت - ما قبلاً این را صدا می کردیم سازماندهی.
  14. کارت های امتیازی - ما قبلاً به اینها می گفتیم داشبورد.
  15. تجزیه و تحلیل ترافیک - ما قبلاً به اینها می گفتیم گزارش.
  16. به روز شده: مردم - ما قبلاً به اینها می گفتیم بخش ها براساس پروفایل های رفتاری یا جمعیتی که ارائه دهندگان داده ایجاد کرده اند.
  17. اینفوگرافیک - ما قبلاً به اینها می گفتیم تصاویر، گاهی تصاویر داده، یا پوستر. ما می توانیم موارد جالب را در اتاقک های خود آویزان کنیم (ایستگاه های کاری ..)
  18. اصطلاحات - ما قبلاً با آن تماس می گرفتیم کلمات.
  19. نشریه - ما فقط آنها را صدا کردیم اوراق. آنها فقط به رنگ سفید آمدند.
  20. انسان سازی - ما قبلاً با آن چیزی تماس نمی گرفتیم .. قبلاً باید شخصاً به تلفن یا در جواب می دادیم.
  21. اضافه: زمینه بازاریابی - ما قبلاً به این محتوای پویا یا هدفمند می گفتیم.

چند کلمه عالی دیگر نیز وجود دارد ... ترکیبی ، همجوشی ، سرعت ، دموکراتیزه کردن ، کانال متقابل ، دما ، تجمیع ، سندیکا ، شتاب

این افراد باید از Google+ عقب نشینی کنند ، کمی بخوابند و آن را مطابق واژگان کلاس 8 که ما واقعاً به خاطر می آوریم ، تحقیر کنیم. چرا این نیاز توسط انسان وجود دارد که همیشه تغییر کند؟ شاید نامیدن آن با چیز جدید به معنای این است که ما به نوعی تکامل یافته ایم؟ (من آن را نمی خرم ، شما؟).

من فکر می کنم اکثر شرکت ها هنوز با مارک ساده یا فارغ التحصیلی از یک وب سایت خسته کننده دست و پنجه نرم می کنند ، مهم نیست که a کمپین رسانه ای شتاب دار ترکیبی که سرعت آن با تعامل انسانی افزایش می یابد.

با تمام صداقت ، گمان می کنم من هم مقصر باشم. من دارم یک آژانس رسانه ای جدید، یک شرکت بازاریابی نیست. واقعاً بیشتر از یک آژانس بازاریابی ورودی... اما من قمار کردم که همیشه وجود خواهد داشت رسانه های جدید، اما ورودی ممکن است با برخی اصطلاحات احمقانه جدید مانند جایگزین شود حاد.

می دانید ، برخلاف دیر فهم.

15 نظرات

  1. 1

    با این تفاوت که فکر می‌کردم «بازاریابی محتوا» «فروش نوشتن» است. یا به طور خاص «فروش چیزهایی که قبلاً نوشته شده است».

    من از اعتراف آن متنفرم، اما حداقل 7 مورد از این 1) را بدون فکر کردن یا 2) با چهره کاملا صاف استفاده کرده ام.

    • 2

      اریک - من هم از آنها استفاده می کنم! متأسفانه ما باید با آخرین اصطلاحات همگام باشیم و از آن استفاده کنیم. وگرنه انگار تکامل نیافته ایم!

  2. 3

    این مقاله باعث شد من لبخند بزنم، برخی از این اصطلاحات را برای سال‌ها استفاده می‌کنم و برخی را اصلاً... هنوز! بخش بندی و بخش های بازار همیشه یک اصطلاح بازاریابی بوده است. به هر حال من در 20 سال گذشته از آن استفاده کرده ام!

    • 4

      سلام پائولا!

      به یاد دارم زمانی که انواع رفتاری اختراع شد و ما به سادگی "پرس و جو" انجام دادیم و کمپین ها را به آن "انواع" سفارشی کردیم. من نمی توانم به یاد بیاورم که آن زمان آن را تقسیم بندی نامیده باشم - اگرچه ممکن است در اطراف وجود داشته باشد! بعداً ما آنها را «شخصیت‌ها» نامیدیم... شاید این فهرست بهتر بود!

      با تشکر!

    • 5
      • 6

        ممنون داگلاس، مورد علاقه من در لیست جدید باید Authority جایگزین محبوبیت باشد، فقط معنای جدیدی از عمق دانش می دهد، که البته ممکن است اینطور باشد یا نباشد، اما عالی به نظر می رسد! 🙂

  3. 7

    شکار شغل به عنوان یک کمپین بازاریابی در نظر گرفته می شود، نه درخواست برای کار. من «برندسازی شخصی» را ندیدم که قبلاً هنگام مراجعه به یک نامزد شغلی بالقوه، «صلاحیت» نامیده می شد. امروزه هر کس یک «برند» دارد که قبلاً «هویت» یا «مهارت‌های کلیدی» یا «نقاط برتر» آنها بود. اوه، یکی دیگر «اسناد بازاریابی» است که قبلاً رزومه یا بیوگرافی نامیده می شد و اکنون به عنوان «نمایه [آنلاین]» نیز نامیده می شود. "شغل" یک "فرصت" است و "مشکل" یک "چالش". «پرسنل» به «منابع انسانی» تبدیل شد که به «کسب استعداد» تبدیل شد. و همینطور میگذره…..

  4. 8
  5. 10

    در بیشتر موارد خنده دار و بسیار واقعی است! اما من فکر می‌کنم که بازاریاب‌ها سعی می‌کنند به زبانی صحبت کنند که برای مشتریان و «عمومی بازاریابی» قابل درک باشد. این مانند یک سیستم سیگنال مدرن است.

  6. 12

    دیروز با یک نماینده ملاقات داشتم که به وبلاگ نویسی و بازاریابی آنلاین علاقه مند است. او به من گفت من دقیقاً مانند افرادی که سایت وبلاگ او را راه اندازی کرده اند صحبت می کنم. مرا به این فکر کن که اشتیاق واقعی من ……بازاریابی است. حدس می‌زنم پس از خواندن اطلاعات بسیار در مورد موضوعات مرتبط با بازاریابی، فقط واژگان را بدون توجه به آن انتخاب کنید.

  7. 13
  8. 14

    مقاله عالی و در مورد افرادی که فکر می کنند چیزها "نیاز به تکامل" دارند بسیار صادق است. به نظر می رسد که در طبیعت مردم این است که نوآوری را با همه چیز جدید و بهبود یافته مرتبط کنند - ظاهراً این شامل واژگان نیز می شود. یکی دیگر از موارد خوب که در مقاله ای از socialmediatoday فهرست شده است، «هم افزایی» بود که اکنون جایگزین «کار تیمی» شده است. (http://socialmediatoday.com/node/397449&utm_source=feedburner_twitter&utm_medium=twitter&utm_campaign=autotweets

  9. 15

    هی داگ
    یکی از مشاوران سرسخت که من با آن دوست دارم در هر جمله سوم از کلمه "دوشاخه" استفاده کنم. نمی توان فقط گفت "پس آنها را به دو گروه تقسیم می کنیم." حدس می‌زنم وقتی مردم شما را درک نمی‌کنند، می‌توانید هزینه بیشتری بپردازید.
    من با "تحرک برای اقدام" مخالفت خواهم کرد. من کتاب‌های کپی‌رایتینگ از دهه 1920 دارم که فصل‌هایی به ایجاد فراخوان‌های متقاعدکننده برای اقدام اختصاص داده شده است. هر کسی که از آن به عنوان مترادف با "تبلیغ بنری" استفاده می کند، فاقد پیشینه بازاریابی جدی است.
    جیم

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.