میزان بازگشت سرمایه در سردرد چیست؟

کامپیوتر خسته

شرکت های نرم افزاری و نرم افزار به عنوان یک شرکت خدماتی فکر می کنند در حال فروش فناوری هستند. فروش فناوری آسان است ... ابعادی دارد ، فضا اشغال می کند ، دارای ویژگی های قابل تعریف ، محدودیت ، قابلیت ... و هزینه است. مشکل این است که اکثر مردم در حال خرید فناوری نیستند.

فن آوری مردم

به یک سازمان فروش عالی فرصت کافی بدهید و آنها می توانند هرکدام را دستکاری کنند درخواست پیشنهاد به یک استراتژی برنده و سودآور برای یک شرکت تبدیل شود. من برای شرکتی کار می کنم که رقابت اصلی (از نظر چشم انداز ما - نه من) نرم افزار منبع باز است. اگر ما نرم افزار گران قیمتی می فروختیم که مستقیماً با نرم افزار رایگان رقابت می کرد ، بیش از 300 مشتری نداشتیم. دلیل رشد ما این است که در واقع نیستیم فروش نرم افزار - ما در حال فروش نتایج هستیم.

چشم انداز ما معتقد است که ارزش انتقال به سیستم عامل وبلاگ نویسی ما این است که نتیجه آن خواهد بود بدون سردرد پایین جاده. بدون سردرد در زمان خرابی ، بدون سردرد در نگهداری ، بدون سردرد در مورد مسائل امنیتی ، بدون سردرد در مقیاس پذیری ، بدون سردرد در عملکرد ، بدون سردرد در آموزش کاربران ، بدون سردرد زیرا استفاده از آن دشوار است ... و بیشتر از همه بدون سردرد از شکست.

شاید رقابت واقعی ما Tylenol باشد!

برخی از چشم اندازها فرصت سردردها را احساس می کنند ... مشکلی نیست ... ما برای آنها اینجا نیستیم. ما ترجیح می دهیم با مشتریانی کار کنیم که بر روی نتایج تمرکز دارند. نتایج به شرح تعریف شده توسط آنها را، نه us.

هر وقت شرکت شما روی فناوری سرمایه گذاری می کند ، سخت افزار و نرم افزار (مهندسان متاسفم!) نیستند که آنها می خرند - مهم نیست که چقدر جالب باشد. آنچه شرکت شما واقعاً روی آن سرمایه گذاری می کند افراد مقابل و پشت محصول هستند. شرکت شما در حال فروش بر روی فروشنده مورد اعتماد وی است. شرکت شما در حال سرمایه گذاری در کارآفرینی است که شرکتی را تاسیس کرده است که شما آن را به عنوان یک رهبر می شناسید. شرکت شما روی افراد سرمایه گذاری می کند - افرادی که مشکلی را که مرتباً به شما سردرد می دهد حل کرده اند.

یکی از مشتریانی که در بخش دولتی کار می کند اخیراً به من گفت:

داگ - من برایم مهم نیست ROI. من اهمیتی نمی دهم که برنامه شما چقدر می تواند ما را بدست آورد. من به طغیان اهمیتی نمی دهم. من به تکنولوژی اهمیتی نمی دهم. دلیل اینکه من به شرکت شما پول می دهم این است که شما در آنجا برای پاسخگویی به تلفن یا ایمیل وقتی سوالی داشتم آنجا هستید ... و شما می دانید پاسخ ها چیست. مدام به تلفن پاسخ می دهید و به من کمک می کنید و ما دور خود را حفظ خواهیم کرد. دیگر جواب تلفن را ندهم و کسی را پیدا کنم که بتواند.

به همین دلیل خدمات مشتری به عنوان یک م suchلفه مهم در یک استارت آپ عالی فناوری محسوب می شود. برای من مهم نیست که برنامه شما چقدر جالب است ... وقتی شروع می کنید به مشتریان خود بگویید که چه کاری را انجام می دهید نمی تواند به آنها کمک کنید ، انتظار نداشته باشید که آنها تمدید قرارداد را امضا کنند (به هر حال افزایش!). مشتری های شما خواهان موفقیت هستند و آنها به شما اعتماد دارند که آن را به آنها بدهید. شما بهتر است گوش دهید و پاسخ دهید. حتی بهتر - شما باید به طور فعالانه در تلاش باشید تا موفقیت مشتریان خود را بسازید.

حتی در داخل نرم افزار به عنوان صنعت خدمات ، شرکت ها دریافته اند که نمی توانند در پشت صفحه پشتیبانی مشتری یا پایگاه دانش ... یا بدتر ، یک انجمن مشتری پنهان شوند. مشتریان SaaS باید بفهمند که چگونه می توانند از راه حلی که برای سرمایه گذاری در آن سرمایه گذاری کرده اند به طور کامل استفاده کنند. این کار مستلزم کارمندان باتجربه و باتجربه ای است که می فهمند چه کاری لازم است.

این رهبران مسیر کمترین مقاومت را درک می کنند ، آنها می فهمند که چگونه مشتری را بخوانند و ببینند آیا چشم انداز خوبی برای رشد هستند یا توصیفات مشتری ... بیشتر از همه آنها می فهمند که چگونه شخصاً بر مشتری تأثیر می گذارند. این به اهداف کوته بینانه مسخره ، مانع فرآیندهایی که موفقیت مشتری را نادیده می گیرند و یا مدیریت ریز مدیریت بدتر ، در صورت کمبود منابع ، نیاز ندارد. این امر مستلزم استخدام افرادی است که به آنها اعتماد دارید ، اجازه دادن به آنها برای تصمیم گیری عالی از طرف شرکت و از بین بردن کلیه موانع خدمات موثر (و سودآوری) به مشتریان.

آیا به مشتریان خود موفقیت می دهید؟ یا اینکه کارکنان شما فقط به آنها می دهند سردرد بیشتر?

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.