چرا نمی دانید من کیستم؟

من پادشاه هستم

برای اطمینان از مشتری مناسب گرفتن ، مهم است که آینده چشم انداز بازاریابی خود را واجد شرایط کنیم. اگر مشتری های اشتباهی را امضا کنیم ، بلافاصله می فهمیم زیرا بهره وری ما عقب است ، حجم جلسات افزایش می یابد و ناامیدی بیشتر و بیشتر وارد رابطه می شود. ما این را نمی خواهیم. ما مشتریانی می خواهیم که روند ما را درک کنند ، برای روابط ما ارزش قائل شوند و نتایج حاصل از آنها را ببینند.

امروز بعد از ظهر مجبور شدم تماس به یکی از دوستان و همکارانم ، چاد پولیت در Kuno Creative. چاد رابطه بسیار خوبی با فروشنده بزرگی دارد که ما می خواهیم از او خرید کنیم. با دسترسی به وبلاگ ما ، ارتباط نزدیک ما با صنعت آنها و مشتریان کلیدی ما ... من کاملا مطمئن هستم که رهبران شرکت آنها از تجارت با ما استقبال می کنند.

متأسفانه ، آنها یک فرآیند داخلی دارند که من را ملزم کرده است با یک شخص فروشنده صحبت کنم ، به تعدادی از س questionsالات پیش صحیح پاسخ دهم ، با یک مدیر کانال صحبت کنم ، چند فیلم ارسال شده توسط مدیر کانال را تماشا کنم ، به یک صفحه گسترده با حدود 50 سوال پاسخ دهم ... و خدا می داند چه بعدی.

آیا آنها نمی دانند من کیستم؟

منظور من این نیست که از نظر تند و سریع جناح محوری است. من صادقانه می گویم که واقعاً ناامید شده ام نمی دانم من کیستم! سازمان آنها رشد کرده است - همانند روند آنها ... و آنها اکنون لایه ای از افراد داخلی در روند فروش خود را دارند که آنقدر با این صنعت آشنا نیستند و در واقع نمی دانند که من در آن نام و شهرت خوبی دارم. من هم معتقدم که آنها وقت گذاشتند و نگاه کردند. من به سادگی شماره دیگری در کانال فروش آنها هستم.

من ناامید شده ام زیرا من برای ایجاد شناخت و دنباله های عظیمی که از آن برخوردار هستم سخت کار کردم. من هیچ استیو جابز نیستم ... اما در محدوده کوچکی از یک صنعت ، من کاملاً مطمئن هستم که در 25 مردمی ظاهر می شوم که می فهمند چه چیزی را برای رسیدن به هدف انجام می دهند ، در مورد آن صحبت می کنند و در مورد آن سهیم هستند. وبلاگ ما دسترسی بسیار زیادی در داخل دارد صنعت آنها، اما افراد در روند فروش آنها فراموش شده اند.

این یک نمونه عالی از فروش است روند اشتباه انجام شده است. اولین کاری که من هنگام تماس شرکتی برای تجارت احتمالی با من انجام می دهم این است که در مورد آنها تحقیق کنم. گاهی اوقات ما تجارت می کنیم زیرا آنها مشتری بسیار خوبی خواهند بود ... اما بسیاری از اوقات ما تجارت می کنیم زیرا این فرصت بزرگی برای ما خواهد بود!

من احتمالاً قصد ندارم صفحه گسترده را پر کنم. من منتظر می مانم تا تماس چاد ببیند که آیا آنها دوست دارند با رهبر دیگری در صنعت شریک شوند. ناامیدکننده خواهد بود اگر آنها این کار را نکنند چون من روی یک نسخه ی نمایشی نشستم و ابزاری را دیدم که می توانم برای مشتری هایمان استفاده کنم ... اما اگر آنها ترجیح می دهند من را از طریق یک فرایند 42 مرحله ای رد صلاحیت کنند تا اینکه بفهمند من کیستم ، من مطمئن نیستم که می خواهم با آنها تجارت کنم.

هر کاری که یک کسب و کار انجام می دهد نباید در یک فرآیند قرار گیرد. فرایندها برای ماشین آلات عالی هستند ، اما انسانها قادر به تفکر و تصمیم گیری تصمیمات باورنکردنی هستند که همیشه در یک فرآیند جای نمی گیرند. چشم اندازهای شما ورودی های صفحه گسترده نیستند ... آنها افراد واقعی هستند. شما باید برای هر کاری که انجام می دهید استثنا داشته باشید ... از جدول زمانی ، بودجه ، منابع استفاده شده. من می خواهم هرکسی یکی از ایده های ایده آل من باشد که انگار می فهمم انها چه کسانی هستند, چرا مهم هستندو چگونه می توانیم به آنها کمک کنیم.

این فروشنده نیز باید.

4 نظرات

  1. 1

    براوو داگ! من در وبلاگ شما تازه وارد هستم و تاکنون اطلاعات شما را بسیار ارزشمند می دانم. من با شما موافقم ، گاهی اوقات ربات ها باید کنار گذاشته شوند و تجارت توسط احزاب مربوط انجام شود. عادت زنانه.

  2. 2

    روند مهم است. معمولاً هم به خریدار و هم به فروشنده کمک می کند. اما ، گاهی لازم است به نفع گفتگو کنار گذاشته شود. بخش مهمی از فروش این است که بدانید چه زمانی باید از روند کار جدا شوید و فقط با مردم صحبت کنید.

    و توافق کردند که "تحقیق حیاتی است". همیشه بدانید که با چه کسی صحبت می کنید.

    متشکرم برای بازخورد ، داگلاس. نظرات شما را عملی می کند

  3. 3

    سلام داگلاس ،
    اولین بار در اینجا و خوب است که در اینجا در مورد شما بدانم. هرچه در اینجا نوشتید جذاب به نظر می رسد 
    و آموزنده من مدام به اینجا برمی گردم.

  4. 4

    این که آیا شما به رشد یک کسب و کار اشاره می کنید یا فقط آن
    پیاده سازی فن آوری جدید ، هر یک از آنها تأثیر غیرانسانی سازی دارد و
    کاهش اهمیت روابط شخص به شخص. و این واقعاً برای یک بازاریابی است
    سود مدیر اجرایی برای کشف راهی برای تأکید بر شخص به شخص
    روابط ، صرف نظر از اندازه شرکت و نوع فناوری او یا
    او پیاده سازی می کند.

    در زمینه خدمات حرفه ای من ، اگر توسعه ندهم
    رابطه با مصرف کننده ، خواه من به یک شرکت بزرگ خدمات ارائه می دهم
    یا یک کوچولو ، من معمولاً نمی خواهم به فروش آن خدمات دست پیدا کنم. این
    بسیار نادر است که من فقط یک فرم را پر می کنم ، یک پرسشنامه می دهم ، یک مصاحبه انجام می دهم
    و سپس یک پروژه دریافت کنید. این فقط در خط کار من اتفاق نمی افتد. همیشه دارد
    در مورد روابط باشد. به نظر من ، هر مشتری باید احساس کند شما می دانید چه کسی را می شناسد
    آن ها هستند. این رابطه است. و اگر نمی توانید راهی برای ساختن آن پیدا کنید
    مشتریان احساس خاص بودن می کنند ، شما تجارت خود را از دست خواهید داد.

    دیوید اس. جکسون

    کارلیل پاتچن و مورفی LLP

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.