بی فروش می ترسد

تماس های فروش ترسیده است

این هفته ، من با یک صاحب مشاغل که در چند پروژه با آنها کار کرده ام ، ملاقات کردم. او بسیار با استعداد است و تجارت در حال رشد دارد که عملکرد خوبی دارد. او به عنوان یک تجارت کوچک جوان ، با تعادل دقیق تقویم و بودجه خود به چالش کشیده شده است.

او یک تعامل اساسی داشت که با مشتری جدیدی برنامه ریزی شده بود و به طور غیر منتظره ای به تأخیر افتاد. این امر سلامت مالی شرکت وی را به خطر می اندازد زیرا وی در تجهیزات لازم برای کار سرمایه گذاری کرده است. او هرگز تصور نمی کرد که گیر کند ... نه فقط بدون درآمد ، بلکه با پرداخت هزینه تجهیزات.

دو هفته پیش ، من از مخمصه او بی اطلاع بودم. او از مشاوره من در مورد سایت خود سال کرده بود زیرا سایت به خوبی تبدیل نمی شد و من او را از طریق سایت عبور دادم مجوزها ورزش. او روی محتوا کار کرد و قصد داشت مقدمه ویدیویی کوتاهی نیز بسازد.

وقتی این هفته از او پیگیری کردم ، او در مورد وضعیت خود صحبت کرد. من پرسیدم که او در این باره چه می کند؟ وی گفت که او در این سایت کار می کرد ، روی یک ویدیو کار می کرد و در یک کمپین ایمیل به مشتریانش کار می کرد.

با آن ها تماس بگیر

من پرسیدم ، "آیا شما با مشتریان خود تماس گرفته اید؟"

وی پاسخ داد: "نه ، من می خواهم بعد از ارسال این کمپین ایمیل پیگیری کنم."

من پاسخ دادم: "حالا با آنها تماس بگیرید."

"واقعاً؟ من چه می گویم؟ "، او پرسید ... نگران از اینکه صدا از آب در بیاید.

"به آنها حقیقت را بگویید. با آنها تماس بگیرید و به آنها بگویید که شما در برنامه خود با ترک مشتری غیر منتظره فاصله دارید. به آنها بگویید که از کار با آنها در مشارکت های قبلی لذت برده اید و چند فرصت برای کار با آنها وجود دارد. از آنها بخواهید یک جلسه حضوری برای بحث در مورد این فرصت ها داشته باشید. "

"باشه."

"اکنون."

"ولی…"

"اکنون!"

"من برای یک جلسه در اینجا آماده می شوم ، بعد از آن تماس می گیرم."

"تجارت شما به مشکل خورده و بهانه می گیرید. قبل از جلسه می توانید همین حالا یک تماس تلفنی برقرار کنید. شما آن را می دانید و من آن را می دانم. "

او گفت: "من ترسیده ام."

"شما از تماس تلفنی که در حالی که تجارت شما در معرض خطر است ، برقرار نکرده اید می ترسید؟" من پرسیدم.

"باشه. دارم انجامش می دهم."

حدود 20 دقیقه بعد به او پیام دادم تا ببینم تماس چگونه برقرار است. او هیجان زده شد ... او با مشتری تماس گرفت و آنها فرصتی برای همکاری مجدد داشتند. آنها این هفته جلسه پیگیری خود را در دفتر وی ترتیب دادند.

تماس بگیرید

مانند همکارم در بالا ، من به توانایی های خود برای کمک به مشتریان خود اطمینان دارم اما روند فروش و مذاکره هنوز چیزی است که من از آن لذت نمی برم ... اما من این کار را می کنم.

سالها پیش ، مربی فروش ، مت نتلتون، یک درس سخت به من آموخت. او مرا وادار كرد كه تلفن را در مقابل خود بردارم و از كارجويي بخواهم. من یک قرارداد عظیم از آن تماس گرفتم که سرسام آور من بود شرکت مشاوره بازاریابی.

من عاشق رسانه های دیجیتال هستم… محتوا ، ایمیل ، رسانه های اجتماعی ، ویدئو ، تبلیغات ... این همه بازدهی خوبی دارد investment فردا. اما قرار نیست یک معامله شما را ببندد امروز. شاید بتوانید از طریق رسانه های دیجیتال ابزارک ، بلیط و سایر معاملات کوچک دیگر را بفروشید. اما اگر کسب و کار شما شخصاً از طریق تلفن یا مراجعه حضوری با مشتری متصل نمی شود ، قرار نیست معاملات بزرگ تجاری مورد نیاز خود را ببندید.

چند ماه پیش نیز وضعیت مشابهی داشتم. من یک مشتری اصلی داشتم که به من اطلاع داد که بودجه خود را از دست می دهند و ما مجبور خواهیم بود بودجه خود را به میزان قابل توجهی کاهش دهیم. من از نظر مالی هیچ مشکلی نداشتم ... و لیستی از شرکت هایی داشتم که از قبل با من در تماس بودند و به دنبال کمک بودند. اما مشتری های جدید سخت ترند ، ایجاد روابط سخت و بهترین بازگشت سرمایه را ندارند. گرفتن مشتری جدید چیزی نبود که من چشم انتظار آن باشم.

به عنوان یک گزینه جایگزین ، من با هر یک از مشتریان فعلی ملاقات کردم و در مورد شکاف درآمد که امیدوارم جبران کنم صادقانه صحبت کردم. در طی هفته من دوباره با یک مشتری اصلی در یک قرارداد مذاکره کردم و پیشنهاد دیگری از مشتری دیگری برای گسترش تعامل خود داشتم. تنها کاری که لازم بود این بود که من شخصاً با آنها ارتباط برقرار کنم ، به آنها اطلاع دهم از وضعیت ، و یک راه حل را با آنها روی میز بگذارم.

این یک ایمیل ، ویدیو ، به روزرسانی اجتماعی یا تبلیغ نبود. برای تحقق این امر نیاز به یک تماس تلفنی یا جلسه با هرکدام بود.

سه اعتصاب… بعدی

یک پیگیری در این مورد شما باید مراقب باشید که تمام وقت خود را در آینده ای سرمایه گذاری کنید که ممکن است هرگز بسته نشود. شما می توانید مقدار زیادی از زمان را صرف خریدهایی کنید که تولید نمی کنند.

اگر با مشتری یا مشتری احتمالی رابطه شخصی دارید - حتی ممکن است بدتر باشد. آنها شما را دوست دارند و می خواهند با شما تجارت کنند اما شاید نتوانند. این می تواند زمان ، بودجه یا تعداد دیگری از دلایل باشد. آنها خیلی خوب هستند تا به شما اطلاع دهند که این اتفاق نخواهد افتاد. آخرین کاری که می خواهید انجام دهید این است که آنها را آزار دهید و رابطه را در معرض خطر قرار دهید.

یکی از دوستان خوب من که فروش شرکت را انجام می دهد به من گفت که قانون سه اعتصاب دارد. او با یک تماس تلفنی تماس می گیرد یا با احتمالی روبرو می شود ، نیاز را تشخیص می دهد و راه حلی را پیشنهاد می کند. سپس او سه تماس شخصی برای تلاش برای رسیدن به "شماره" ایجاد می کند. یا معامله را ببندید.

اگر بسته نشود ، او را به آنها اطلاع می دهد که در حال حرکت است و در صورت نیاز یا در صورت نیاز می توانند با او تماس بگیرند. او سرانجام برمی گردد و پیگیری می کند ، اما اگر آنها قرار نیست طی چند جلسه بسته شوند ، آنها آماده کار با to امروز.

اگر در حال حاضر به تجارت نیاز دارید ، باید تماس بگیرید.

انجام دهید.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.