وقت آن است که چهره جنگی خود را بپوشید

چهره جنگی

تفاوت بین فروشنده و نزدیکتر وجود دارد. من معتقدم که من عالی هستم فروشنده، اما وحشتناک است نزدیک. من می دانم که بسیاری از نامزدهای بزرگ را فروخته ام ، اما هرگز کسی نبودم که خواستار آن بود جوهر (امضای قرارداد). من از فشار دادن به اندازه قرارداد یا اعمال فشار برای احتمال امضای زودتر لذت نمی برم. خوشبختانه ، من در کار خود با استعدادی احاطه شده ام که از این فرصت ها لذت می برم.

گنجه های ما قادرند فرصت های مشتری ، مزایای برنامه ما را به سرعت تشخیص دهند و فشار لازم را برای تکمیل فروش وارد کنند. این ممکن است به نظر دستکاری برسد - اگر فکر نمی کردم واقعاً موفقیت مشتری هایمان را تغییر می دهیم ، قبول می کنم.

ما شناسایی کرده ایم که هرچه مشارکت بیشتر باشد و هرچه زودتر شروع کنیم ، بازگشت سرمایه برای مشتری ما سریعتر است - بنابراین ما هر دو در دراز مدت خوشحال هستیم. ما همچنین برعکس آن را نیز شناسایی کرده ایم - مشتریان کوچکتر ما هم بیشترین توجه را دارند و هم نتیجه به زودی حاصل نمی شود. مشتری بزرگ می تواند ارزش را در هفته مشاهده کند ، مشتری کوچک ممکن است ماه ها طول بکشد.

با توجه به این که رکود اقتصادی کاملاً بر دوش ما است ، ما با شرکتهایی روبرو هستیم که دلار برای پایان سال دارند اما واقعاً مجبور هستند که به ما در سرمایه گذاری اعتماد کنند. شرکت ها ترجیح می دهند به هیچ وجه هزینه نکنند و رشدی برای رشد ندارند تا اینکه با امکان از دست دادن پول ، آنها را خرج کنند.

این زمانی است که شما به یک نزدیک. نزدیکتر این کار را نمی کند خرد کردن قیمت ها برای به دست آوردن فروش ، آنها خود را به فروش می رسانند چهره جنگی و احتمال بستن فروش را به چالش می کشد.

این هفته من آن را در عمل دیدم. ما در حال کار با احتمالی هستیم که کاملاً از پلت فرم وبلاگ نویسی ما بهره مند شود ، اما آنها در هنگام امضای قرارداد کار خود را می کشند. اندازه قرارداد کسری از بودجه کلی آنها است ، بنابراین بی فایده است. بازگشت سرمایه چندین برابر سایر تلاشهای آنها خواهد بود.

نزدیکتر ما او را پوشید چهره جنگی و به جنگ رفت. او در مورد استراتژی فعلی آنها تحقیق کرد و یادآوری کرد که آنها قبلاً وقت و انرژی زیادی را برای استراتژی سرمایه گذاری کرده اند که هیچ نتیجه ای برای آنها به همراه نداشته است ... و ما تفاوت هستیم. نزدیکتر با س rightال صحیح گفتگو را ترک کرد ، "آیا می خواهید استراتژی شکست خورده خود را ادامه دهید یا در یک استراتژی پیروز با ما سرمایه گذاری کنید؟" نزدیک!

سخت به نظر می رسد ، اما این اوقات سختی است. شرکت ها در حال حاضر بودجه 2008 خود را تخلیه می کنند ، بنابراین شما ممکن است اعلام کنید که فروش در مسیر شما قرار دارد و رکود اقتصادی مسئله مهمی نیست.

در سال 2009 ، بهتر است چهره جنگی خود را بپوشید زیرا مجبور خواهید شد برای دلارهای بودجه ای که حتی ممکن است وجود نداشته باشد بجنگید! اطمینان حاصل کنید که نزدیک کننده ها را استخدام می کنید - نه فروشندگان - و ممکن است بدون آسیب بیرون بیایید. استعداد کارکنان فروش ما بخش عمده ای از آن است که رشد رکورد ما را تحت فشار قرار داده است و رشد مداوم ما را در سال 2009 فراهم می کند.

6 نظرات

  1. 1
    • 2

      زره بدن کمکی به بستن فروش نمی کند، SBM! من نمی‌خواهم یک مشتری بترسد یا بترسد. ترس یک احساس فلج کننده است - به ویژه در مشاغل.

      برعکس، می‌خواهم به آنها آرامش داده شود. مشکلی که ما در این اقتصاد می بینیم این است که کسب و کارها در حال عقب نشینی هستند - حتی زمانی که به نفع آنها باشد که به جلو حرکت کنند. فروش باید با این ترس مبارزه کند.

      با تشکر از شما برای اضافه کردن به گفتگو.

  2. 3

    خدایا خیلی خوب است که می شنویم کسی در مورد تجارت در دنیای واقعی صحبت می کند. تنها چیزی که می‌شنوم توییتر این است، و FriendFeed آن، و بازاریابی از طریق وب‌سایت‌های رسانه‌های اجتماعی. به من استراحت بدهید، اکثر صاحبان کسب‌وکار بیش از حد مشغول توییتر هستند، زیرا شرکت‌هایی که محصولی برای فروش دارند، باید فرآیند فروش را از یک سر تا سر دیگر درک کنید، و این شامل بسته شدن است، و بسته شدن یک هنر است، جایی که شما نمی توان ترسید به یاد داشته باشید، بدترین چیزی که آنها می توانند بگویند این است که نه، و این فقط یک نه بیشتر است که به بله نزدیک تر است!!!!

    پرستون ارلر

  3. 5

    سوال من از همه متخصصان بازاریابی از جمله ست گودین این است که برای بازاریابی محصول خود که به مشاغل محلی کوچک تا متوسط ​​برسد چه کاری می توان انجام داد؟ اکنون، اجازه دهید کمی پیش زمینه در مورد من به شما ارائه دهم، من حدود 17 سال در صنعت خدمات مالی در نیویورک کار کرده ام. کار من به طور خاص جمع آوری پول و مدیریت آن بود. من میلیون‌ها دلار مدیریت شده را از طریق دو راه جمع‌آوری کردم: میزبانی سمینارها برای سرمایه‌گذاران فردی، و مدیران شرکت‌های سهامی عام. بزرگترین حساب من 45 میلیون بود ... شوخی نیست. اکنون، من یک شرکت طراحی وب دارم که سایت هایی را طراحی می کند که حدود 3,000 دلار به بالا قیمت دارند. چه توصیه ای می تواند به من امکان دهد تا صاحبان کسب و کار بیشتری را ملاقات و تعطیل کنم؟ من پرداخت به ازای کلیک را امتحان کردم، بی فایده است. شبکه‌های رسانه‌های اجتماعی... بله درست است، این چیزی است که من از G به G (گورو به گورو) می‌گویم. تماس سرد تقریباً همه مشتریان من را آورده است، به جز تبلیغات شفاهی. یه مایل جدید و تازه به من بده….

  4. 6

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.