روزنامه ها نمرده اند ، خبرهای فروش مرده است

روزنامه نگاری Nespapersدیو برنده، رابرت اسکوبل ، اسکات کارپ ، ماتیو اینگرام، و تعداد زیادی از افراد در مورد پست وبلاگ رابرت می نوشتند ، روزنامه ها مردند.

یک قدم جلوتر می روم ... خبر فروش مرده است.

آنجا. من گفتم منظورم این است که بیش از یک دهه در صنعت روزنامه کار کرده ام. واقعیت این است که روزنامه ها به اندازه فروش تبلیغات ، دیگر خبری نمی فروشند. مدت هاست که این خبر در فروش روزنامه ها ثانویه است. روزنامه ها برای فروش تبلیغات رنگی می شدند. روزنامه ها سیستم های صفحه بندی خودکار را برای فروش تبلیغات در اختیار شما قرار می دهند. روزنامه ها برای تبلیغات با کیفیت بهتر کارخانه های روزنامه جدید ایجاد کردند. روزنامه ها اکنون نامه های مستقیم ، مجلات ، نشریات سفارشی می فروشند ... نه به این دلیل که اخبار می فروشند بلکه به این دلیل است که درآمد تبلیغات افزایش می یابد.

بسیاری از روزنامه نگاران از سخنان من عصبانی خواهند شد. من واقعاً متاسفم زیرا من احترام زیادی برای روزنامه نگاران قائلم. هرچند وارد هر اتاق خبری شوید ، بودجه ها را کاهش خواهید داد ، سردبیرانی که روزنامه های کوتاهی کار می کنند و جاهای خالی را پر می کنند AP محتوا. ناشران تبلیغات را منتشر می کنند ، نه اخبار. اخبار پر کننده بین تبلیغات است زیرا تبلیغات درآمد کسب می کنند.

بسیاری از استراتژی های تیراژ روزنامه ، تبلیغات را بیشتر از اخبار قرار می دهند ... "روزنامه یکشنبه را بخرید و بیش از 100 دلار کوپن دریافت خواهید کرد." نمی توانم تصور کنم که این چگونه احساس می کند یک روزنامه نگار ... با یک کوپن 25 سانتیمتری دستمال توالت بی جا می شود.

به نظر من واقعاً فکر نمی کنم این تفاوت زیادی با تکامل صنایع دیگر داشته باشد. تصور کنید که یک ماشینکار برای بیرون کشیدن مجموعه های میکرومتر و ساخت موتورهای خودرو چقدر باید مهارت داشته باشد. این ماشینکاران هنرمند بودند ، سالها تجارت خود را یاد می گرفتند ، در مدارس بازرگانی شرکت می کردند ، متالورژی پیشرفته ، ریاضیات و ماشین آلات سنگین را یاد می گرفتند. حدس بزن چی شده؟ آنها نیز جایگزین شده اند. CNC میلزها و رباتیک ها جایگزین تکنسین های ماهر شده اند. اکنون می توان بر روی کامپیوتر طراحی کرد و بلافاصله قطعات آنها را بدون دخالت انسان خارج کرد.

آیا این بدان معنی است که به ماشین سازان احترام قائل نیستند؟ البته که نه. آنها به سادگی جایگزین شده اند. روزنامه نگاران نیز جایگزین می شوند. من می دانم ، می دانم ... روزنامه نگاران مسئول ، تحصیل کرده ، منابع را تأیید می کنند ، و مسئول سخنان خود هستند. اینها همه درست است اما در نهایت اقتصاد چیزی است که پیروز می شود. اخبار عصر را تماشا کنید یا یک روزنامه بخوانید و من تضمین می کنم حداقل یک مراجعه به یک وبلاگ ، یک ویدیوی آپلود شده یا یک وب سایت خواهید دید. دیگر خبری توسط روزنامه نگاران کشف و منتشر نمی شود ، بلکه توسط من و شما کشف می شود و از طریق اینترنت منتشر می شود.

آنچه واقعاً در اینجا اتفاق افتاده این است که مصرف کنندگان نیاز برای خرید اخبار از بین رفته است روزنامه نگاران و روزنامه ها رسانه ای بین جامعه و اخبار بودند. چاره دیگری نبود. اکنون انتخاب ها بی نهایت و ارزان هستند. آیا کیفیت از بین رفته است؟ شاید. بسیار شبیه مقایسه ویکی پدیا و دانشنامه بریتانیکا است. ویکی پدیا به طور تصاعدی اطلاعات بیشتری دارد و هزینه آن یک پنی هم نیست. بریتانیکا کسری از مقالات است اما کیفیت بهتری دارد. آخرین باری که دائرlopالمعارف خریده اید کی بوده است؟ جواب شماست

حقیقت این است که من می توانم در مورد آن بنویسم Blogbar جدید Google. این پست ممکن است دارای غلط های املایی و دستوری باشد ، ممکن است فاقد ارجاع باشد ، ممکن است به اندازه صفحه فناوری Times سرگرم کننده نباشد - اما این موضوع به هزاران خواننده رسیده است که صادقانه به این موارد اهمیتی نمی دهند. آنها قدردانی کردند که من در این باره نوشتم و اکنون از این مطالب برای بهبود سایتهایشان استفاده می کنند. یک روزنامه نگار طول نکشید که ماجرا را بیان کند.

اینترنت رسانه جدیدی است که جایگزین اخبار روزنامه ها می شود و روزنامه نگاران تا حدودی ناراحت کننده است ، این یک تجارت خارق العاده است که قرار است ناپدید شود. هنوز روزنامه نگاران وجود خواهند داشت ، نه به تعداد زیاد. همچنان روزنامه ها وجود خواهند داشت ، نه به تعداد زیاد. هر چند بیایید با آن روبرو شویم. روزنامه ها به یافتن سایر روش های فروش تبلیغات ادامه می دهند. ممکن است روی درختان مرده جوهر نباشد ، اما آنها راهی پیدا می کنند.

روزنامه ها نمرده اند ، خبر فروش مرده است.

9 نظرات

  1. 1

    > روزنامه ها اکنون نامه های مستقیم ، مجلات ، نشریات سفارشی را می فروشند؟

    بنابراین می توانم با آن ارتباط برقرار کنم. مقاله دو بار در هفته ما سه شنبه ها تعداد آگهی های بیشتری نسبت به صفحه اخبار دارد.

    دقیقاً مانند صنایع موسیقی و سینما ، صنعت روزنامه باید راه های جدیدی برای فروش خود پیدا کند - این کار را به تجربه ای روزانه تبدیل کنید که مردم از گلوله بار کردن 1.50 برای آن بد نیستند.

    این برای روزنامه های محلی شهر کوچک بیشتر است

    • 2

      I love your point regarding local news. I still enjoy our Business newspaper here locally as well as my Community newspaper. They still have a great advantage over the net – their connection to the community.

      Ironically, all the large newspapers continue to sell to huge giants who decentralize the news further. Here in Indy, the Star is owned by Gannett. Gannett continues to cut local resources and try to push more to corporate through system integration. It’s cutting the paper off from the community, though. Suicide.

      It’s simply not worth it for me to buy the paper. I did so EVERY DAY for over a decade. I can honestly say that I’m no less informed getting my news for free online.

      • 3

        در کانادا - به ویژه انتاریو تمام روزنامه های کوچک متعلق به یکی از دو غول اخبار رسانه است. من فکر نمی کنم که روزنامه های مستقلاً مستقلی با هر نتیجه ای در شهرهای کوچک یا شهرهای کوچک باقی مانده باشد.

        این طی پنج تا ده سال گذشته خوشحالی کرد ، جایی که این دو غول با ولع خرید ادامه دادند. من فکر می کنم ما واقعاً وقتی اتفاق افتاد ، چیز ارزشمندی را از دست دادیم.

  2. 4

    مقاله خوبی است! من فکر نمی کنم که این یک تعجب بزرگ باشد - از زمانی که وب شروع به کشتن روزنامه های طبقه بندی شده کرده است ، دچار مشکل شده اند یا حداقل باید فهمیده اند که مشکل در راه است.

  3. 5

    مشکل این است که روزنامه ها ده ها سال است که اخبار را نمی فروشند. یکبار جنگ روزنامه ها بر سر داستان های داغ بود. آخرین جنگ از این نوع چه کسی به خاطر می آورد چه زمانی بوده است؟

    سردبیر روزنامه نیز باید بهترین فروشنده و مدیر ارشد بازاریابی آن باشد. سفر به هر دکه مطبوعاتی بزرگ می تواند ثابت کند که در دنیای امروز چنین نیست.

    به جلدهای جلوی مجله های دکه روزنامه فروشی در مقایسه با صفحه اول روزنامه های نمایش داده شده در آن نگاه کنید. ممکن است استدلال شود که بسیاری از مجلات از "ترفندهای ارزان قیمت 78 روش برای تازه کردن زندگی جنسی شما" برای فروش خوانندگان استفاده می کنند. هنوز هم نمی توان انکار کرد که روزنامه ها به طور سیستماتیک اخبار و محتوای ویژه خود را به خوانندگان می فروشند. تقریباً به نظر می رسد که ما سعی می کنیم صفحه اول را خسته کننده تر و کمتر از آنچه که لازم است مرتبط کنیم.

    سردبیران استدلال می کنند که "تبلیغاتی" بودن باعث ارزان شدن شرکت آنها می شود. من می گویم که بهترین ، مهمترین ، گزارش تحقیقی که برنده پولیتزر امسال است ، اگر اکثریت قریب به اتفاق مشتریان روزنامه ، زحمت خواندن این مجموعه را نداشته باشند ، ارزش کمی دارد.

    ما باید در فروش اخبار مهارت کافی کسب کنیم. ما باید در خواندن خوانندگان خوب بگوییم که چه چیزی برای آنها مفید است.

    در پایان ما باید از اخبار و سایر مطالبی که خودمان روزانه ، هفتگی و ماهانه تحویل می دهیم ، هیجان زده شویم و سپس این هیجان را به روشی عفونی به کسانی که امیدواریم به آنها برسیم و خبرها را تحت تأثیر قرار دهیم ، منتقل کنیم. اگر ما به عنوان سردبیر این وظیفه را انجام دهیم ، دلار دنبال می شود و روزنامه ها (مهم نیست که چگونه تحویل بگیرند) رونق می گیرند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.