من معتقدم موفقیت در بازاریابی شبکه های اجتماعی B2B اغراق آمیز است

دوست نداشتن

بیایید این گفتگو را با گفتن اینکه تمام شواهد من حکایت است شروع کنیم. من هیچ تحقیق گسترده ای برای اثبات غرایز خود انجام نداده ام. من فقط به بیشتر مردم ادامه می دهم که با من زمزمه می کنند که آنها از رسانه های اجتماعی برای نتیجه گیری استفاده نمی کنند. و آنها به هیچ وجه رنج نمی برند. شرکت های آنها عالی عمل می کنند

شما اعلام کنید ، "صبر کنید!" ، "آنها می توانند خیلی بهتر شوند!"

جواب منفی. یکی از شرکت ها بیش از 100٪ رشد سالانه در یک بازار کاملاً رقابتی دارد. هیچ یک از رهبران و کارمندان آنها حضور مداوم در شبکه های اجتماعی را حفظ نمی کنند. اکثریت قریب به اتفاق راهنمای آنها از کنفرانس هایی است که در سراسر جهان شرکت می کنند. آنها یک تیم فروش داخلی دارند که این مزایا را پیگیری می کنند و باعث تبدیل خانه می شوند.

تجارت دیگری که به تازگی فضای اداری جدیدی ایجاد کرده و از طریق تأمین اعتبار مالی رشد آنها فعالیت می کند. آنها یک محصول یکپارچه سازی دارند که در صنعت Enterprise هیچ رقابتی ندارد و مشتریان را به همان سرعتی که می توانند نسخه ی نمایشی را به آنها نشان دهند ، ثبت می کنند. به طور جدی - هیچ رسانه اجتماعی.

من فقط در مورد نظارت بر هشدارها صحبت نمی کنم ... من صحبت می کنم صفر تلاش خود را برای استراتژی های رسانه های اجتماعی انجام دهند.

در طرف دیگر ، من یک شرکت دارم که با آن کار می کنم و به من گفت که آنها هیچ کاری انجام نمی دهند ، جز تبلیغ رسانه های اجتماعی زیرا بسیار خوب کار می کند. پرسیدم: "چه چیز دیگری را امتحان کرده ای؟" مالک گفت: "هیچ چیز ، ما نیازی نداریم." جذاب است ، بنابراین شرکتی که نتایج رسانه های اجتماعی را تبلیغ می کند کاری جز رسانه های اجتماعی انجام نمی دهد. آنها از کجا می دانند کار می کند ؟!

بازاریابان بیدار می شوند

یکی از همکاران اخیراً به من گفت که مدیر CMO وی اخیراً پس از ماه ها گزارش دادن معیارهای بیهوده به هیئت مدیره از کار برکنار شده است. بازدید از صفحه ، دنبال کردن ها ، پسندیدن ها و بازتوییت ها absolutely بدون هیچ ارتباطی با تولید و رشد درآمد.

ما یک مشتری داریم که قدرت رسانه های اجتماعی خود را جشن می گیرد ، و پیروان غول پیکر خود را در سیستم عامل های رسانه های اجتماعی جمع می کند. آنها برای تعامل و پرورش شبکه رسانه های اجتماعی خود بسیار سخت کار کردند. اما وقتی نوبت به دموی و بارگیری می رسید ، این اعداد هرگز همبستگی نداشتند.

مشاهدات حکایتی من با وب سایت هایم ادامه دارد. در حالی که من از طریق LinkedIn کمی نیک می خورم ، فیس بوک و توییتر در حال تولید هستند صفر درآمد من اخیراً دهها هزار خواننده اضافی را آزمایش کردم و از طریق مدیر فیس بوک با آنها درگیر شدم. بله .. حدس زدید نرفت

چهار مشکل در بازاریابی شبکه های اجتماعی

چهار مشکل وجود دارد که به توانایی ما برای دستیابی به فروش عالی منتسب به شبکه های اجتماعی آسیب می زند:

  1. قصد - آیا طرفداران و پیروان شما در شبکه های اجتماعی شما را دنبال می کنند زیرا آنها در مورد خرید بعدی خود تحقیق می کنند و شرکت شما را بررسی می کنند؟ حدس من این است که درصد کمی از مخاطبان شماست ... و از اینکه سعی کنید بفهمید دقیقاً چه کسانی هستند ، لذت ببرید.
  2. تخصیص - انتقال بین شبکه های اجتماعی و شبکه شما علم تجزیه و تحلیل پر از شکاف است ، بزرگترین فروش فروش ناشی از Tweet یا Facebook Update است. غیرممکن نیست این فقط سخت است
  3. قوطی ها - هر بازاریاب دوست دارد قیف تبدیل شما را بکشد و به شما خواهد گفت که تعامل بین آگاهی و تبدیل بسیار حیاتی است. مشکل از نظم نیست. این فاصله بین مشتریان این قیف جالب را در جایی که چشم انداز آخرین مرحله به مرحله بعدی است ، تجسم می کنند. واقعیت بسیار متفاوت است. فاصله مکالمه با اتصال در شبکه های اجتماعی فرسنگ ها فاصله دارد. ممکن است سالها طول بکشد تا مرجعی را که باید برای آن شناخته شوید ، به خانه منتقل کنید. این یک تلاش با بازدهی بسیار اندک است.
  4. غرور - آیا وقتی صدها یا هزاران بازدید ، پسندیدن ، توییت ، بازتوییت ، اشتراک یا ورودی مسابقه به دست می آورید احساس شگفت انگیزی ندارد؟ این کار را انجام می دهد - تیم ما این کار را انجام داده است و از نظر قدرت در شبکه های اجتماعی پنج پنجم است. مساله البته این بود که هیچ یک از این معیارها منجر به تجارت نشد. وقتی تلفن زنگ نمی خورد ، بازاریابان دوست دارند برای منحرف کردن توجه ، معیارهای بیهوده را نشان دهند.

بازاریاب ها باید از اینجا کار کنند درامد عقب مانده به چشم انداز تشخیص اینکه درآمد شما از کجا تأمین می شود باید اولویت اصلی شما باشد و سپس تجارت را از طریق آن رسانه ها و کانال ها پیش ببرید.

من نمی گویم که شبکه های اجتماعی کار نمی کنند یا نمی توانند ، بلکه فقط خاطرنشان می کنم که من اغلب می بینم سرمایه گذاری های بازاریابی در استراتژی های دیگر که بازده بسیار بالاتری دارند ، به تلاش بسیار کمتری نیاز دارند و ردیابی آنها راحت تر است.

من هم در رسانه های اجتماعی دست بردار نیستم. من درک می کنم که آگاهی ، شناخت ، اقتدار و اعتماد به نفس در برند می تواند نتایج چشمگیری داشته باشد. من فقط استدلال می کنم که نتیجه آن در رسانه های اجتماعی غالباً اغراق آمیز است. اگر کسی به شما چیز متفاوتی می گوید ، در آنجا محل کسب و کار خود را بررسی کنید و نحوه پرداخت آنها را بررسی کنید.

حدس من این است که از طریق رسانه های اجتماعی نیست.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.