حرفه ای های رسانه های اجتماعی نمی توانند حقیقت را کنترل کنند

شما نمی توانید حقیقت را اداره کنید

اخیراً آزمایشی انجام داده ام. چند سال پیش ، تصمیم گرفتم 100٪ باشم شفاف در مورد عقاید سیاسی ، معنوی و سایر عقاید شخصی من در مورد صفحه فیس بوک من. این آزمایش نبود ... فقط من بودنم بود. حرف من این نبود که دیگران را آزرده خاطر کنم. صرفاً شفاف سازی بود. به هر حال ، این همان چیزی است که متخصصان شبکه های اجتماعی مدام به ما می گویند ، درست است؟ آنها مدام می گویند که شبکه های اجتماعی این فرصت خارق العاده را برای ارتباط با یکدیگر و بودن فراهم می کنند شفاف.

آنها دروغ می گویند

آزمایش من از چند هفته پیش آغاز شده است. من هرگونه پست بحث برانگیز را در صفحه فیس بوک خود متوقف کردم و فقط هنگامی که دیگران آن را در صفحه های خود مطرح کردند ، در مورد این موضوعات بحث کردم. این یک حکایت است ، اما این آزمایش منجر به نتیجه گیری من در سه نتیجه شد:

  1. من وقتی محبوب ترم خفه شو و نظرات خود را برای خودم نگه دارم. درست است ، مردم نمی خواهند من را بشناسند یا می خواهند من شفاف باشم ، آنها فقط شخصیت را می خواهند. این شامل دوستان من ، خانواده ام ، سایر شرکت ها ، سایر همکاران ... همه است. آنها هرچه بحث برانگیزتر باشند با پست های من تعامل بیشتری داشته اند. جای تعجب نیست که چرا فیلم های گربه ای بر اینترنت حاکم هستند.
  2. بیشتر مشاوران شبکه های اجتماعی فاقد هرگونه بینش است در زندگی شخصی ، مشکلات ، اعتقادات و موضوعات بحث برانگیز آنها بصورت آنلاین وجود دارد. باور نمی کنید؟ به صفحه شخصی فیس بوک گوروی رسانه های اجتماعی مورد علاقه خود بروید و به دنبال هر چیز جنجالی بروید. منظور من پریدن روی باند های عمومی نیست - که آنها اغلب انجام می دهند - منظور من موضع گیری در برابر وضع موجود است.
  3. بیشتر مشاوران شبکه های اجتماعی بحث محترمانه را تحقیر کنید. دفعه بعدی که حرفه ای مورد علاقه شما در شبکه های اجتماعی که سخنرانی کرد یا کتابی درباره شفافیت نوشت ، روی واگن پرید ، و شما با آنها مخالف هستید… در صفحه فیس بوک آنها بگویید. آنها از آن متنفرند. کمتر از 3 بار توسط یک همکار از من خواسته شده است از صفحه آنها خارج شوید و نظر من را به جای دیگری ببرید دیگران وقتی فهمیدند من عقاید مخالفی دارم ، مرا دنبال نکرده و دوستشان نکردند.

اشتباه نکنید ، من احساساتی هستم. من یک بحث عالی را دوست دارم و مشت هایم را نمی کشم. رسانه های اجتماعی تمایل دارند به یک جهت متمایل شوند در حالی که من اغلب به جهت دیگر به بسیاری از موضوعات بحث برانگیز متمایل می شوم. من فقط برای مخالفت با مردم مخالف نیستم - من سعی می کنم در مورد اعتقادات شخصی ام صادق و شفاف باشم. و من تمام تلاشم را می کنم تا واقعی و بی شخصیت بمانم ... هرچند کنایه را حفظ نمی کنم.

شما اغلب به صورت آنلاین و رسانه ای می شنوید ، ما به یک گفتگوی صادقانه نیاز داریم. دروغین ... بیشتر مردم صداقت نمی خواهند ، آنها فقط می خواهند شما روی باند واگن آنها بپرید. وقتی متوجه شوند شما با آنها موافق هستید ، آنها شما را دوست دارند ، به روزرسانی های شما را به اشتراک می گذارند و از شما خرید می کنند. حقیقت در مورد شبکه های اجتماعی این است:

شما نمی توانید حقیقت را اداره کنید.

من حتی یک سخنران اصلی داشتم که در یک رویداد ملی پیش من آمد ، یک خرس به من آغوش کشید و به من گفت که او عاشق موضعی است که من در مورد موضوعات آنلاین می گیرم ... او فقط نمی تواند این را علنا ​​بگوید. او هرگز نظر یا مقاله ای را که من در صفحه فیس بوک خود به اشتراک گذاشته ام دوست نداشته و به اشتراک نگذاشته است ، گرچه او مرا دنبال می کند. من نمی خواهم کلمات را به دهان او بگذارم ، اما این اساساً به من می گوید که شخصیت آنلاین او جعلی است ، با دقت مجسمه سازی می شود تا از محبوبیت آن اطمینان یابد در حالی که چک حقوق و دستمزد خود را در معرض خطر قرار نمی دهد.

بنابراین نمی توانم تعجب نکنم. این افراد آنلاین چه می گویند که به راحتی ساخته شده اند تا محبوب شوند ، و نه لزوماً حقیقت داشته باشند؟ همانطور که ما از استراتژی های شبکه های اجتماعی برای مشتریان خود استفاده می کنیم ، اغلب متوجه می شویم که چه چیزی است محبوب هرگز کاملاً تحت تأثیر آنچه که هست تأثیر نمی گذارد صاف.

در اینجا برخی شفافیت و صداقت برای شما وجود دارد - اکثر متخصصان شبکه های اجتماعی دروغگو هستند و فقط باید آن را بپذیرند. آنها باید توصیه های BS خود در مورد شفافیت را بیان کنند و به شرکت ها بگویند که اگر می خواهند حداکثر دسترسی و پذیرش را داشته باشند ، باید از بحث و جدال اجتناب کنند ، از محبوبیت استفاده کنند ، یک شخصیت جعلی درست کنند ... و رشد سودها را مشاهده کنند. به عبارت دیگر - دنباله رو و دروغ آنها باشید.

سرانجام ... چه کسی به صداقت و صداقت اهمیت می دهد وقتی پول لازم است بدست بیاید.

26 نظرات

  1. 1

    داگ ،

    برای آنچه ارزش دارد ، من شفافیت شما را به صورت آنلاین دوست دارم. این طراوت است و دوست دارم فکر کنم شما را به اندازه کافی می شناسم تا خواسته شما را برای بحث محترمانه درک کنم. من افرادی را دوست دارم که بصورت آنلاین و خارج از صداقت صادق هستند. من شما را تشویق می کنم که خودتان باشید.

  2. 2

    من یک حرفه ای در شبکه های اجتماعی نیستم ، گرچه برخی از مردم دوست دارند مرا در آن جعبه قرار دهند. من فقط کنجکاو هستم ، آیا شما من را به عنوان شخصی طبقه بندی می کنید که از پس حقیقت بر نمی آید ، از بحث لذت نمی برد و از شفافیت دوری می کند؟

  3. 4

    خوب داگ ، من می گویم من با شما مخالف هستم ، بسته به نوع موضع گرفتن یک شخص و زمینه نامزدی.

    اگر بحث یا استدلالی که مطرح می شود در حوزه تجارت ، دیدگاه های مربوط به بازاریابی ، رسانه های اجتماعی و غیره است ، و کسی مخالف یا موافق صریح نیست وقتی بحث برانگیز باشد ، معتبر نیستند.

    اگر بحث بر سر دین ، ​​سیاست ، ارزشهای شخصی باشد نه در زمینه های تجاری ، و آنها سکوت می کنند ، این به این معنی نیست که آنها جعلی هستند یا شخصیتی دروغین را حفظ می کنند. آنها ممکن است همانطور که من احساس می کنم زمان و مکان برای بحث های مختلف وجود دارد.

    س Myال من این است ، آیا شما واقعاً از این موضوع عصبانی هستید یا فقط برای داشتن اصالت خوانندگان ، فقط با یک قلم موی گسترده نقاشی می کنید؟ من سعی می کنم منطقی باشم و در پست ها و پاسخ های خود از افراط و تفریط بپرهیزم ، و آنها به اندازه پست های پر از احساس و "بدون کنایه از کنایه" عمل نمی کنند. چیز خوبی که من استاد راهنمای شبکه های اجتماعی نیستم.

    • 5

      کاملاً ناموزون یک پست ، قبل از اینکه فرصتی برای ویرایش آن داشته باشم ، آن را ارسال کنید ... همانطور که گفتم ، قطعاً یک استاد راهنما در شبکه های اجتماعی نیست (مخصوصاً وقتی که می خواهید بدانید چگونه پست هایی را که از تلفن من ایجاد می کنم ویرایش کنید ...)

      امیدوارم حرف من واضح باشد ، طعنه و احساسات پاسخ می گیرند اما همیشه هم مناسب و معتبر نیستند.

    • 6

      حرف من کاملاً ساده است ... این که اکثر متخصصانی که در شبکه های اجتماعی مشاوره ارائه می دهند حتی از توصیه های خود پیروی نمی کنند. شفافیت و برقراری ارتباط موثر نیست مگر اینکه صادقانه و صریح باشد. IMO ، بیشتر دلایلی که ما به صورت آنلاین مشکلات داریم ناتوانی مردم در صحبت کردن با عقایدشان است گفتگوی صادقانه، یا عدم تحمل کسانی که در شبکه های اجتماعی احترام می گذارند به کسانی که عقیده متفاوت دارند. در هر صورت ، این به شرکت ها در برقراری ارتباط موثر با مشتریان خود کمک نمی کند - یا بالعکس.

  4. 7

    این سالن دادگاه از کار افتاده است!

    می گویم وقتی بعضی ها را خاموش می کنی بعضی ها را روشن می کنی. آنچه را که داگ خواهی گفت (من می دانم که خواهی کرد). مطمئناً منافقانی وجود دارند که در مورد اصالت فریاد می زنند و نشان دادن حقیقت آنها چیزی نیست جز وسط راه ، بنابراین خوشحالم که این را اعلام کردید.

    فکر می کنم مهم نیست که کجای آن جا باشید ، اگر وارد سیاست شوید مردم را خسته می کنید. لطفا انجام بدهید. رسانه های اجتماعی قرار است به دموکراتیک کردن مکالمه کمک کنند ، درست است؟

  5. 9
  6. 11

    این یک قطعه عالی است ، داگ. گفتن اینکه رسانه های اجتماعی Emperor هیچ لباسی ندارد ، بیان نادر شفافیت واقعی است.

    اما من فکر می کنم جدا کردن "مشاوران شبکه های اجتماعی" برای انتقاد بسیار محدود است. ترس از اینکه یک شبکه اجتماعی اخراج شده باشد ، اشتراک گذاری توسط همه افراد به جز سرکش ترین افراد در بین ما را محدود می کند.

    شکی وجود ندارد که رسانه های اجتماعی مطابقت و درستی سیاسی را پرورش می دهند. این فقط ماهیت رسانه است.

  7. 13

    نحوه پرداختن به این موضوع این است که تمایل دارم به تجارت در LinkedIn و شخصی در Facebook ادامه دهم. توییتر ترکیبی سبک از هر دو را به دست می آورد. در نتیجه ، من در مورد افرادی که دوستشان هستم یا درخواست های دوستانه آنها را از طریق فیس بوک قبول می کنم ، بسیار زیاد انتخاب می شوم. من می خواهم که آنها شخصاً مرا بشناسند و بنابراین ، آنها معمولاً از نظرات من تعجب نمی کنند و / یا می دانند که من از یک بحث یا بحث احترام آمیز لذت می برم.

    با این روش متوجه شدم که می توانم نظرات خود را به اشتراک بگذارم و در عین حال که روابطم را حفظ می کنم ، وارد بحث و گفتگو شوم.

    • 14

      بنابراین شما باید خود را سانسور کنید زیرا برخی افراد مخالف هستند و حتی در مورد عقاید شما قضاوت می کنند ... مهم نیست که چقدر احترام بگذارید. میدانم. 🙂

  8. 16

    این واقعا یک پست قابل تأمل بود. من چقدر حاضر هستم که درگیر تجارت باشم؟ آیا موقعیت من کسی را که با من تجارت می کند ، آزرده خاطر خواهد کرد یا با من تجارت خواهد کرد؟ من در امور اجتماعی آنلاین مهارت ندارم بنابراین تمایل دارم که به طور منظم پست نگذارم. مادرم به من می گفت از مباحث سیاسی و مذهبی دور باش. در بیشتر موارد ، مردم اطلاعات واقعی ، نظرات و شایعات (FOG) دارند. بحث هایی که بنظر می رسد در گل و لای گیر کرده اند ، بحثهایی است که در آن شایعات و عقاید حاکم است. من تمایل دارم که احساساتم را در مورد موضوعی به عنوان منطق مبدل کنم. اکثر مردم همین کار را می کنند. فقط وقتی می توانم احساساتم را بررسی کنم (و دیگران نیز همین کار را می کنند) در مورد موضوعی می توانم از یک عقیده دور شوم و شایعه پردازی کنم و یک گفتگوی پربار داشته باشم. با تشکر از داگ برای یک پست قابل تأمل!

    • 17

      متشکرم! و موافقم ... فقط آرزو می کنم کاش آنقدر شجاع بودیم که به اختلافات احترام بگذاریم و از بحث فرار نکنیم. به نظر می رسد این مفهوم در این کشور وجود دارد که شما یا با من هستید یا علیه من ... به جای اینکه با من متفاوت باشد.

  9. 18

    اگر ممکن است چند فکر کنید.

    1. انسان ها نظم و کارآمدی قبیله ای دارند و خواهان آن هستند. آنها کسانی را که مرتباً نظم را برهم می زنند و تمایل دارند آنها را به بیابان تبعید کنند دوست ندارند. این امر در شبکه های اجتماعی نیز صادق است. هیچ رسانه ای نمی خواهد هزاران سال رفتار ریشه دار را طی چند سال از بین ببرد. جنبش رسانه های اجتماعی تغییری در نحوه تعامل * واقعی * انسانها با یکدیگر ایجاد نکرده است. بلکه راهی برای رفع نیازهای عمیق قبیله ای بشر به صورت آنلاین پیدا کرده است. به همین دلیل مثل موشک بلند شد. جدید نیست چیزی را که بسیار بسیار قدیمی است امکان پذیر می کند.

    2. اخیراً فکر کرده ام که مورخان آینده ، به جای اینکه این سن را "عصر دیجیتالی" بنامند ، سال های 1995 تا 2030 را "دوران خودشیفتگی" می نامند. همانطور که در بالا توضیح دادم ، وب و رسانه های اجتماعی محرک تغییر نیستند ، آنها فقط رسانه هایی هستند که آنچه افراد و قبایل را می اندیشند و احساس می کنند قادر و منعکس می کنند. در این عصر دیجیتالی خیلی زود ، ما به طور کلی از رسانه های اجتماعی به عنوان راهی برای دستیابی به ضرب المثل "15 دقیقه شهرت" استفاده کرده ایم تا اینکه تحولات عمیق و پایدار اجتماعی را تحریک کنیم. همانند رادیو و تلویزیون قبل ، رسانه های اجتماعی به سرعت به رسانه ای تبدیل شده اند که افراد مشهور در حال حاضر تصاویر خود را تقویت می کنند (به عنوان مثال ، دونالد ترامپ) و همه با دهان و صفحه کلید می توانند "رهبر فکر" یا "تغییر" شوند. عامل "یا" هکر رشد ". ما به طور مداوم در حال انجام یک بازی اختراع کلمات جدید هستیم تا نشان دهیم که به نوعی ایده های جدیدی داریم (دوباره ... هک رشد) ، و ما را باید به عنوان رهبران فکر تحسین کنیم. ما همچنین کلمات مانند "نبوغ" ، "رهبر فکر" ، "گورو" و دیگران را ارزان کرده ایم. به نظر می رسد که هر شخص دیگری در LinkedIn یکی از موارد فوق است ، حتی اگر ادعای شهرت وی "تعمیرات اساسی" وب سایت تجارت گلهای خانواده خود و انتقال آنها به نردبان SEO باشد. تواضع و اخلاق در حال حاضر عمدتا مورد پسندیده هستند ، در حالی که شهرت و شخصیت ارز روز است. من فکر می کنم با از بین رفتن "انفجار بزرگ" در دوره ای دوره جدیدی وجود خواهد داشت ، اما تا آن زمان ، همه چیز در مورد من است و اینکه چگونه می توانم از شما برای رسیدن به اهدافم استفاده کنم.

    0.02 دلار من

    • 19

      تأمل برانگیز. اما این را هم اضافه کنم که غالباً کسانی هستند که شنیده ها را ترک می کنند و "خودشیفتگان" نامیده می شوند که بشریت را پیش می برند. اگر فقط بخشی از گله هستید ، ممکن است بخشی از مشکل باشید!

  10. 20
  11. 22

    من با باری فلدمن هستم. "... وقتی بعضی ها را خاموش می کنید ، بعضی ها را روشن می کنید." من همیشه بر این عقیده ام که نظرات من نظر شخصی من است و هیچ کس دیگری در کانال های اجتماعی من ندارد. و من از اینکه افرادی که دیدگاههای من را ندارند با من تماس می گیرند لذت می برم. اما من همچنین با شما موافقم که برخی از افراد می ترسند که وارد بحث شوند و ترجیح می دهند آن را ایمن بازی کنند. آنها حتی ممکن است با من موافق باشند اما از ترس اینکه متوجه نشوند دکمه "مانند" را نمی زنند. من یکی از آنها نیستم من افراد و مارک های عصبی را دوست دارم.

  12. 23

    من فکر می کنم تفاوت در این است که برخی از مردم اعتقادات خود را بدون قضاوت دیگران در صورت مخالفت ابراز می کنند. من روز دیگر دنبال شخصی نرفتم که واقعاً به آن احترام می گذاشتم ، زیرا او توئیت کرد "سفیه هایی که معتقدند ..." و من اتفاقاً یکی از همین "سفیه ها" شدم. من فکر می کنم جهان فراموش کرده است که ما می توانیم اختلاف نظر داشته باشیم در حالی که هنوز احترام می گذاریم دیگران ممکن است نتیجه دیگری از همان واقعیت ها را بدست آورند.

  13. 25

    یک مسئله ای که من با آن زیاد دست و پنجه نرم می کنم این است که نشریات و سیاستمداران برای موضع گیری حقوق می گیرند ، به عنوان یک فرد تجاری شما خطر بیگانگان و مشتریان را از خود دور می کنید. البته من هرگز شفافیت را تبلیغ نکرده ام ، بنابراین فکر می کنم کاملاً روشن هستم ...

    • 26

      آره واقعا. من مطمئن هستم که رانت های من برخی از مشتریان و چشم اندازهای من را از دست داده است. با این حال ، من ترجیح می دهم با افرادی که احترام می گذارند کار کنم ، نظر من متفاوت از دیدگاه من باشد. مطمئناً انتخاب سختی است.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.