5 اشتباه مرگبار مدیریت محصول

مرگبارچند هفته گذشته شب و روز کار می کردم. بسیار طاقت فرسا بوده است ، خصوصاً اینکه من تعدادی پروژه جانبی دارم که متعهد به کار کردن در آنها شدم. من خسته شده ام ... یک شب این هفته به خانه آمدم و به رختخواب رفتم و 12 ساعت بعد از خواب بیدار شدم. من کاملا مطمئنم که سرما خورده ام و بدنم آن را رد کرده است زیرا وقت نداشتم عطسه کنم. مسائل کاری در واقع به هیچ وجه پیچیده نیستند ، ما به راحتی به مشتریان خود توجه نکردیم.

به نظر می رسد یک راه حل ساده است ، اما چرا مردم همه وقت آن را نادیده می گیرند؟ من فکر می کنم دلایل مختلفی وجود دارد:

  1. شما به توده مردم توجه نمی کنید ، به صداهای بلند توجه می کنید. این ممکن است در تصمیم گیری شما برای ایجاد تغییر گسترده تأثیرگذار باشد که نه مورد نیاز توده ها است و نه درخواست می شود. خطری که در اینجا وجود دارد این است که شما بگویید ، "من به مشتری گوش کردم". مشکل این است که شما به حرف مشتری گوش نداده ایدS.
  2. با کمال صداقت باور دارید که در حال اجرای طرحی هستید که برای مشتری خوب است. قصد شما خوب است. قلب شما در جای مناسب بود. مشکل این است که شما ابتدا با آنها بررسی نکردید. حقیقت این است که شما خواهید کرد هرگز کاملاً بفهمید مشتریان با محصول شما چه کار می کنند - به خصوص که اندازه پایه شما به طور تصاعدی رشد می کند.
  3. شما فکر می کنید بهتر می دانید. به دلایلی ، شما موقعیت اقتدار خود را به عنوان تأیید تخصص خود در یک زمینه خاص پذیرفته اید. بنابراین فکر می کنید می دانید مشتری به چه چیزهایی نیاز دارد و چه می خواهد.
  4. شما روی مسئله تمرکز نمی کنید ، بلکه روی آن تمرکز می کنید برخی از راه حل بدون تعریف کامل مشکل چیست. یا همچنان که به گسترش راه حل ادامه می دهید ، سایت خود را از دست داده اید.
  5. شما برای مشتریان خود نمی جنگید. شما اجازه می دهید راه حل هایی براساس جمعی از توسعه دهندگان و متخصصان فوق العاده با استعداد ساخته و تلفیق شود. آنها قضاوت شما را تحت تأثیر قرار می دهند ... و آنچه که آنها پیشنهاد می دهند واقعاً منطقی است. مشکل این است که از نظر داخلی منطقی است ، اما برای مشتری اینگونه نیست.

بار دیگر ، به نظر می رسد این اشتباهات بسیار آسانی است که نباید از آنها اجتناب کرد. با این حال ، در شلوغی روزمره یک شرکت با کارمندان عالی و راه حل های خارق العاده ، از دست دادن سایت مشتری بسیار آسان است. اگر این کار را انجام دهید ، درد سریع و ناخوشایند خواهد بود.

یک نظر

  1. 1

    Excellent post Doug — you summed this up pretty nicely.

    #1 is something that has always been hard for me to combat. Especially with my apps like FormSpring and Ponyfish, where I have a lot of different customers who silently love the way a feature works, but a very loud user convinces me to change it.

    Of course, I also see this frequently on custom development projects where a manager is the loud voice who wants X to be Y, but the “real” users who work for the manager desperately want to cry out in disagreement.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.