پنج موقعیت سودآور در هر بازار

پنج موقعیت سودآور

در زندگی سابق شرکتی خود ، من به طور مداوم از شکاف ارتباطی بین افرادی که این محصولات را تولید می کردند و افرادی که آنها را به بازار عرضه و فروخته بودند متعجب می شدم. من که یک حلال کننده حلال و یک مشکل ساز اجتماعی هستم ، همیشه سعی می کنم راهی پیدا کنم که بتواند شکاف بین تولید کنندگان و بازاریاب ها را برطرف کند. بعضی اوقات این تلاش ها موفقیت آمیز بود ، گاهی هم موفق نبود. با این وجود ، در تلاش برای حل عملکردهای درونی شرکت هایی که در آنها کار کرده ام ، به حقایق جهانی درباره مارک تجاری و توسعه محصول برخورد کردم.

اولین حقیقت ، کانون برند، توضیح داده شده است اینجا کلیک نمایید.

حقیقت دوم ، موقعیت دسته، چگونگی رقابت شرکت ها در بازار است و اینکه چگونه موقعیت در بازار موفقیت را القا می کند. آنچه در زیر می آید ، توضیح مختصری از این مفهوم به همراه نمونه هایی از هر موقعیت است. (یادداشت نویسنده: من معتقدم که اساس این حقیقت از کتابی خوانده شده است که در روند پیشرفت شخصی من خوانده شده است ، بنابراین اگر به نظر آشنا می آید ، اگر نویسنده کتاب هستید ، لطفا به من اطلاع دهید. من سعی کردم برای یافتن منبع اصلی من برای نزدیک به دو دهه)

دسته بندی

مایکروسافت ، یک شرکت بزرگ چند ملیتی است ، در همه جا رقابت می کند. آنها در بسیاری از محصولات خود نه تنها سهم بازار را دارند ، بلکه تقریباً کل بازار را در اختیار دارند. با این حال در بعضی مناطق آنها دور دوم ، سوم یا چهارم هستند. چرا این هست؟ اگرچه پاسخ کامل یک پاسخ طولانی و فنی است ، اما پاسخ در سطح مصرف کننده بسیار ساده است: دسته بندی ها ، نه مارک ها ، موفقیت را در بازار تعریف می کنند.

یک دسته ، به سادگی تعریف شده ، آنچه که کاربر شما را در دسته بندی محصولات شما قرار می دهد. اگر از شما بپرسم ویندوز XP چه محصولی است ، به احتمال زیاد به من می گویید "سیستم عامل"؟ بنابراین سیستم عامل دسته بندی برای محصول خواهد بود و مایکروسافت به وضوح بر این گروه تسلط دارد.

اما وقتی Zune را به شما نشان می دهم و دسته را می پرسم ، به احتمال زیاد به من می گویید پخشکننده MP3. مایکروسافت به وضوح این گروه را به اپل از دست می دهد. چرا مایکروسافت انتخاب می کند حتی در اینجا رقابت کند ، زمانی که اپل کاملا واضح است که سلطه دارد؟ خوب ، معلوم شد که پول زیادی وجود دارد که بتواند یک شماره دو خوب باشد حتی اگر شماره یک بسیار عظیم باشد. در واقع پنج موقعیت مختلف در یک گروه وجود دارد که سودآور است ، اگر می دانید چگونه از آنها استفاده کنید.

پنج موقعیت سودآور

پنج موقعیت رده سودآور

پنج موقعیت سودآور برای هر دسته از بازارها عبارتند از: رهبر بازار, دومین, جایگزین, بوتیک، و رهبر دسته جدید. در هر یک از این موقعیت ها امکان کسب درآمد و رشد وجود دارد. اما حرکت از یک موقعیت به موقعیت دیگر بدون کمک خارجی غیرممکن است.

در تصویر بالا ، هر موقعیت در موقعیت و اندازه سهم بازار مربوطه ترسیم شده است. همانطور که مشاهده می کنید ، اندازه ها به سرعت کوچک می شوند. پس چرا حرکت در کنار کار غیرممکن است؟ زیرا وقتی هر موقعیت به طور قابل توجهی کوچکتر از موقعیت مقابل خود باشد ، سرمایه گذاری مورد نیاز برای تغییر موقعیت بسیار بیشتر از سود ناشی از تغییر است.
حال ، بیایید به بررسی هر موقعیت به صورت جداگانه بپردازیم ، تا ببینیم که هر موقعیت متفاوت است. برای این تمرین ، ما می توانیم از گروه کولا استفاده کنیم ، زیرا برای اکثر مردم به خوبی قابل درک است.

رهبر بازار 1

موقعیت یک: رهبر بازار

کک البته رهبر است. آنها همه جا هستند و سودآوری آنها افسانه ای است. آنها نمونه بارز یک رهبر هستند. و از آنجا که آنها در پپسی رقیب بسیار قدرتمندی دارند ، واقعاً نمی توانند سهم بیشتری از بازار را داشته باشند. بنابراین تنها گزینه واقعی آنها برای رشد ، ورود به بازارهای جدید است. چرا؟ زیرا باز کردن توزیع چین نسبت به خارج کردن پپسی از Safeway ارزان تر است.

Second1

موقعیت دو: دوم

پپسی ثانیه قوی است. آنها همچنین در همه جا وجود دارند و در واقع تنها گزینه جایگزین کک برای آنها تصور می شود. پس چگونه رشد می کنند؟ گرفتن سهم از کک گران و دشوار است ، اما ورود به چین یک سال پس از کک بسیار آسان تر و ارزان تر است. آنها رشد دسته Coke را تهیه می کنند.

گزینه ۱

موقعیت سه: جایگزین

در برخی از مناطق کشور RC Cola گزینه جایگزین است. اما آنها همه جا نیستند و از قدرت بازاریابی که این دو بزرگ دارند برخوردار نیستند. پس چگونه رشد می کنند؟ منطقه به منطقه. آنها کانالهای خاصی را هدف قرار می دهند که در آنها محلی یا منحصر به فرد دیده می شود و "در به خانه" رشد می کند.

بوتیک 1

موقعیت چهارم: بوتیک

نوشابه جونز یک بوتیک کاملاً ضروری است. آنها کولا می فروشند ، اما جونز کمتر به کولا علاقه مند است و بیشتر به تجربه کولا علاقه مند است. این کولا فقط در بطری های شیشه ای همراه با شکر عصای خالص ، کارهای هنری سفارشی روی برچسب و برچسب قیمت بالا عرضه می شود. بدیهی است که این رقابت اصلی با رشته ها نیست. با این حال آنها سودآور هستند ، و پیرو وفاداری دارند. چرا؟ زیرا با وسواس به زیر گروه خاصی از مصرف کنندگان کولا می رسند.

رهبر NC

موقعیت پنجم: رهبر گروه جدید (NCL)

بنابراین اگر می خواهید در یک گروه اخلال ایجاد کنید ، چگونه این کار را انجام می دهید؟ من شخصاً از نوابغ بازار پشت ردبول می خواهم. آنها یک امپراتوری کامل ساختند که به همه می گفت که آنها "کولا نیستند ، بلکه انرژی" هستند. البته ردبول هنگام شروع کار نمی توانست با کوک رقابت کند. اما آنها می توانستند به مردم بگویند که طبقه بندی آنها یعنی انرژی بهتر است. و آیا به هر حال رقابت با کولا نیست؟ آنها از دسته جدید خود برای سوار شدن در قفسه های فروشگاه که از قبل کک برنده شده بود استفاده کردند. و آنها این کار را انجام دادند بدون اینکه هرگز سر به سر با کک یا پپسی رقابت کنند.

عالی است ، پس چرا این مهم است؟

سؤال خوبی بود. و پاسخ به این نتیجه می رسد: اگر موقعیت خود را می دانید ، می دانید چگونه با سودآوری رقابت کنید. اگر نمی دانید در کجا ایستاده اید ، به احتمال زیاد یک برنامه تجاری ، بازاریابی یا رشد به شما فروخته می شود که تلاش زیادی برای تلاش برای انتقال شما به مکانی که نمی توانید تصرف کنید ، هدر خواهد داد. مهمتر از همه ، هنگامی که موقعیت خود را بشناسید ، می توانید برنامه های تجاری و بازاریابی ایجاد کنید که موقعیت های سود شما را لنگر می اندازند و بازده بالایی دارند.

3 نظرات

  1. 1
  2. 2

    یک پیچ و تاب جالب این است که - بسته به خواسته خریدار - می توانید در نقش های مختلف باشید. به عنوان مثال ، جونز بازیکن غالب بوتیک / کاردستی / نوشابه های ممتاز است ، اما به وضوح بوتیک را می توان در مقابل کک نگاه کرد.

    همین امر باعث جالب توجه بودن مشاغل ما شده است.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.