آیا زمان بهتری برای راه اندازی یک شبکه اجتماعی جدید وجود دارد؟

شبکه اجتماعی

من زمان بسیار کمتری را در شبکه های اجتماعی می گذرانم. بین الگوریتم های معیوب و اختلاف بی احترامی ، هرچه زمان کمتری را در شبکه های اجتماعی می گذرانم ، خوشحال ترم.

برخی از افراد که من از آنها نارضایتی مشترک داشتم به من گفته اند که این تقصیر خودم بوده است. آنها گفتند این بحث علنی من درباره سیاست در چند سال گذشته بود که در را باز کرد. من واقعاً به شفافیت - حتی شفافیت سیاسی - اعتقاد داشتم ، بنابراین هم به اعتقاداتم افتخار می کردم و هم در طول سالها از آنها دفاع کردم. خوب نتیجه نگرفت. بنابراین ، در طول سال گذشته من یک تلاش مشترک را برای جلوگیری از بحث در مورد سیاست آنلاین انجام داده ام. نکته جالب این است که مخالفان من همچنان مانند گذشته پر سر و صدا هستند. من فکر می کنم آنها صادقانه می خواستند که من ساکت باشم.

افشای کامل: من یک غریب سیاسی هستم. من عاشق سیاست هستم زیرا عاشق بازاریابی هستم. و گرایش های من کاملاً عجیب است. من شخصاً خودم را مسئول می دانم تا به بهتر شدن دنیا کمک کنم. از نظر منطقه ای ، من کاملاً لیبرال هستم و از مالیات برای کمک به دیگران نیازمند قدردانی می کنم. در سطح ملی ، با این حال ، من معتقدم که ما برای تغییر خیلی دیر شده ایم.

من هیچ قربانی نیستم ، اما نتیجه استقلال من را در معرض حمله همه قرار می دهد. دوستانی که از نظر ملی به سمت چپ گرایش دارند معتقدند که من یک کار آجیل جنگلی و راست گرد هستم. دوستان من که کاملاً محلی خم می شوند تعجب می کنند که چرا من با این همه دموکرات در ارتباط هستم و شخصاً ، برچسب زدن به هر جهت را تحقیر می کنم. من فکر نمی کنم اگر با یک شخص یا جنبه ای از آن ایدئولوژی مخالف باشید متنفر بودن از همه چیز در مورد یک شخص یا یک ایدئولوژی سیاسی ضروری است. به عبارت دیگر ، من می توانم از برخی تغییرات سیاسی که امروز اتفاق می افتد بدون احترام به سیاستمداران وضع کننده آنها ، قدردانی کنم.

بازگشت به شبکه های اجتماعی

من اعتقاد داشتم وعده شگفت انگیز شبکه های اجتماعی این است که ما می توانیم صادق باشیم ، یکدیگر را آگاه کنیم ، یکدیگر را درک کنیم و به هم نزدیکتر شویم. وای ، من اشتباه کردم ناشناس بودن شبکه های اجتماعی همراه با توانایی غیرشخصی در برخورد با افرادی که در غیر این صورت ممکن است به آنها اهمیت دهید ، وحشتناک است.

شبکه های اجتماعی خراب شده اند و قدرت هایی که وجود دارند این وضعیت را بدتر می کنند (به نظر من).

  • On توییتر، شایعه این است که اگر توسط شما مسدود شده است williamlegate، شما به عنوان یک مهره راست شناخته شده اید و هستید سایه بان - یعنی به روزرسانی های شما در جریان عمومی نمایش داده نمی شوند. من نمی دانم درست است ، اما من متوجه شده ام که رشد من بسیار راکد بوده است. قسمت وحشتناک این است که من در واقع از توییتر لذت می برم. من با افراد جدیدی آشنا می شوم ، داستان های شگفت انگیز را کشف می کنم و دوست دارم محتوای خود را در آنجا به اشتراک بگذارم.

از من پرسید jack، اما به صورت کاملاً آزاد - هنوز پاسخی نشنیده ام.

  • On فیس بوک، آنها اعتراف می کنند که اکنون خبرخوان را برای مکالمه های شخصی بیشتر فیلتر می کنند. این ، پس از سالها فشار شرکت ها به ایجاد جوامع ، در تعامل با مصرف کنندگان و مشاغل شفاف تر بوده و شرکت ها میلیون ها دلار برای ساخت ادغام ، اتوماسیون و گزارشگری سرمایه گذاری می کنند. در عوض فیس بوک فقط پلاگین را بیرون کشید.

به نظر من صادقانه ، حذف پنهانی گرایش های سیاسی از گرایش های خود خطرناک تر است. من با جاسوسی دولت در حساب های اجتماعی که این حساب ها فعالیت غیرقانونی را ترویج کرده اند مشکلی ندارم ، اما من یک مشکل بزرگ دارم که شرکت ها بی سر و صدا بحث را به نفع خودشان تنظیم می کنند. فیس بوک حتی منابع خبری را به رای عمومی می گذارد. به عبارت دیگر ، حباب جامدتر خواهد شد. اگر اقلیتی مخالف باشد ، مهم نیست - به هر حال پیام اکثریت به آنها خورانده می شود.

باید شبکه اجتماعی بهتری وجود داشته باشد

برخی معتقدند که فیس بوک و توییتر همان چیزی هستند که ما درگیر آن هستیم. شبکه های زیادی تلاش کرده اند تا به رقابت بپردازند و همه شکست خورده اند. خوب ، ما در مورد تلفن های همراه نوکیا و بلک بری همین حرف را زدیم. تردیدی ندارم که یک شبکه جدید می تواند و بر بازار مسلط خواهد شد و از همان آزادی حمایت می کند که موفقیت توییتر و فیس بوک را پشتیبانی می کند.

مسئله ایدئولوژی بدی نیست ، رفتار بد است. دیگر انتظار نمی رود با احترام با کسانی که مخالف آنها هستیم مخالفت کنیم. انتظار امروز شرم آور ، تمسخر ، زورگویی و ساکت کننده است. ایستگاه های خبری ما این رفتار را منعکس می کنند. حتی سیاستمداران ما نیز این رفتار را اتخاذ کرده اند.

من از علاقه مندان به تنوع اندیشه هستم. من می توانم با شما مخالف باشم و همچنان به اعتقادات شما احترام بگذارم. متأسفانه ، به نظر می رسد با داشتن دو مهمانی ، بیش از آنکه سر و کله یکدیگر را ایجاد کنیم ، بیش از آنکه در میانه راه حلی برای همه احترام بگذاریم.

این ارتباطی با بازاریابی دارد؟

وقتی مشخص شد رسانه ها (اخبار ، جستجوها و رسانه های اجتماعی) در سیاست دخالت می کنند ، بر هر مشاغل تأثیر می گذارد. این روی من تأثیر می گذارد. شک ندارم که اعتقادات من بر کسب و کار من تأثیر گذاشته است. من دیگر برای رهبرانی در صنعت خود کار نمی کنم که واقعاً به آنها نگاه کردم و از آنها آموختم زیرا آنها نظرات من را درباره مسائل سیاسی می خوانند و پشت می کنند.

و اکنون ما مشاهده می کنیم که جنگجویان عدالت اجتماعی در هر طرف طیف از مارک های تجاری پاسخ می دهند که در آن مکان تبلیغات خود را انجام می دهند و آنچه کارمندان آنها به صورت آنلاین می گویند. آنها تحریم ها را تشویق می کنند ... که فقط رهبران مشاغل را تحت تأثیر قرار نمی دهند ، بلکه هر کارمند در داخل و جوامع اطراف آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. اکنون یک توییت می تواند قیمت سهام را از بین ببرد ، به تجارت آسیب برساند یا نابود کردن یک حرفه. من هرگز نمی خواهم کسانی که با ایدئولوژی من مخالف هستند به خاطر آنها برای آنها مجازات مالی شوند. این خیلی زیاده. این کار نمی کند

نتیجه همه اینها این است که کسب و کارها از رسانه های اجتماعی عقب نشینی می کنند نه اینکه آن را بپذیرند. مشاغل کمتر شفاف می شوند ، نه شفاف تر. رهبران مشاغل پشتیبانی خود را از ایدئولوژی های سیاسی پنهان می کنند و نه آن را تبلیغ می کنند.

ما به یک شبکه اجتماعی بهتر نیاز داریم.

ما به سیستمی نیاز داریم که به ادب ، رستگاری و احترام پاداش دهد. ما به سیستمی نیاز داریم که به جای توسعه اتاق های پژواک عصبانی ، نظرات مخالف را ارتقا دهد. ما باید یکدیگر را آموزش دهیم و یکدیگر را در معرض دیدگاه های جایگزین قرار دهیم. ما باید نسبت به سایر ایدئولوژی ها مدارا داشته باشیم.

هیچ زمان بهتری برای توسعه یک بستر شبکه اجتماعی مانند این وجود ندارد.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.