آیا واقعاً نامزدی است؟

تعامل واقعی بازاریابی چیست

اگر در این ماه 83 درصد بیشتر از ماه گذشته با دوست دخترم صحبت کنم ، من هم هستم بیشتر درگیر؟ حال اگر چند نظر در مورد او ارائه دهم چطور؟ من نامزد کردم؟

شماره

تعاریف نامزدی روشن است:

(1) توافق نامه رسمی برای ازدواج.
(2) ترتیبی برای انجام کاری یا رفتن به جایی در یک زمان مشخص.

Merriam Webster تعریف نامزدی

بیش از یک دهه گذشته، من اولین بار این سخنان را منتشر کردم که آرزو می کنم بازاریابان از بیان اصطلاحات دست بکشند نامزدی به عنوان یک معیار تجاری. امروز هنوز این مسئله در صنعت ما وجود دارد ، بنابراین من آن را با فیلم زیر دنبال کردم.

زمان اندازه گیری شده در صفحه ، تعداد نظرات, تعداد دنبال کنندگان، تعداد آرا یا حتی تعداد دقایقی از تماشای ویدیو به کسب و کار شما کمک نمی کند مگر اینکه بتوانید با آن تراز کنید نامزدی به یک واقعی نتیجه تجارت. اگر نمی توانید ، فقط یک است متریک پوچ.

من هنوز هم از سو abuse استفاده از این اصطلاح شکایت دارم نامزدی امروز زیرا شاهد هستم که مشتریان زیادی بیش از حد مبالغ زیادی را صرف محتوایی کرده اند که هیچ سود تجاری برای آنها فراهم نمی کند.

این نیست نامزدی، این است دوستیابی. و این بدان معنا نیست که بازاریابان نباید به دنبال نوعی تعامل بین بینندگان ، دنبال کنندگان ، طرفداران ، شنوندگان و ... باشند. اما بازاریابان باید در نهایت این تعامل را با نتایج واقعی کسب و کار هماهنگ کنند.

دوست یابی هر فعالیت اجتماعی است که به طور معمول توسط دو نفر انجام می شود و هر یک از آنها شایستگی دیگری را به عنوان شریک زندگی خود ارزیابی می کنند.

اگر بازدیدکنندگان شما زمان بیشتری را در سایت شما سپری می کنند ، تبریک می گویم! شما بیشتر دوست می شوید و این نشانه خوبی است ... اما این نامزدی نیست. وقتی بازدید کننده شما انگشتر را خریداری کرد و آن را روی انگشت خود قرار داد ، به من بگویید که نامزد شده اید. هنگامی که تعداد بازدیدکنندگان افزایش می یابد و آنها از وب سایت شما خرید بیشتری می کنند ، پس می توانید به من بگویید که تعامل شما در حال افزایش است.

بازاریابانی که نمی توانند اندازه گیری بازگشت سرمایه با رسانه های اجتماعی از اصطلاحاتی مانند نامزدی برای مشروعیت بخشیدن به تلاش های خود استفاده کنید و مشتریان خود را واو کنید ... در حالی که پول خود را هدر می دهند.

وقتی یک دهه پیش جفری گلوک سخنرانی افتتاحیه خود را در کنفرانس انجمن تجارت الکترونیکی انجام داد ، او یک داستان عالی از Travelocity راه اندازی کمپین رسانه های اجتماعی با استفاده از کوتوله و مای اسپیس.

طبق استانداردهای نامزدی ، این کمپین موفقیت چشمگیری داشت ... همه با gnome دوست شدند و نظرات و گفتگوها انجام شد! مردم وقت بیشتری را در صفحه گذراندند و تعداد زیادی از آنها در معرض دید قرار گرفتند. متأسفانه ، هزینه این کمپین 300 هزار دلار بود و در هدایت تجارت به Travelocity ناموفق بود. به عبارت دیگر ... بدون تعامل.

PS: در یک یادداشت ... من یک دوست دختر دارم اما ما نامزد نیستیم.

PPS: با تشکر از شما سینمای ابلوگ برای تولید این فیلم دیدنی و جذاب! این دومین مورد ماست افسانه ها ، باورهای غلط و اجاره ها سری.

8 نظرات

  1. 1

    پروردگارا… من پس از خواندن عنوان این پست از صندلی خود در دفتر افتادم. ترافیک در درازمدت مهم نیست.. فروش مهم است.. درآمد. درآمد. درآمد.
    پست خوب

    • 2

      سلام کایل!

      به خاطر آوردن استفن به کشتی تبریک می گویم. او پسر بزرگی است و من خوشحالم که به شما ملحق شده است... فکر می کنم شما از اینکه چگونه او به درون خود می پردازد و مسائل را کشف می کند شگفت زده خواهید شد.

      Re: این من فکر می کنم ایجاد رابطه با مشتریان و مشتریان شما فوق العاده مهم است - و اندازه گیری برخی چیزها بسیار دشوار است. یکی از دلایلی که من وبلاگ نویسی و رسانه های اجتماعی را خیلی دوست دارم این است که می توانم شفاف باشم، می توانم صادق باشم، می توانم به مشتریانم توجه زیادی کنم - اما مهمتر از همه - می دانم که همه چیزهایی که سخت بودند. برای اندازه گیری قبل، اکنون قابل اندازه گیری هستند.

      من فقط می‌خواهم بازاریاب‌ها را به چالش بکشم تا به مشتریان خود یک قیف قابل مشاهده ارائه دهند که ثابت کند a به b، b به c و c به d منتهی می‌شود. وقتی مشتریان متوجه شوند که باز بودن، صادق بودن و در دسترس بودن... برای آن بهتر است! ما فقط باید به آنها ثابت کنیم.

      از دیدن تو در اینجا بسیار خوشحالم! کی به جام باقلا می آیی؟
      داگ

  2. 3

    شاید در اینجا قرار است وارد یک بحث معنایی شویم، اما فکر می‌کنم این بحث ارزش دارد.

    پاسخ. من استدلال می‌کنم که تعریف دیگری از نامزدی این است که یک فرد را در یک مکالمه یا رابطه «کشیدن یا درگیر کردن» او در نظر بگیرد. نامزدی یک رویداد منفرد یا حتی اوج نیست. این روابط کوچک است که به یک رابطه غنی تر بین شرکت و مشتری ختم می شود. فاصله بین آنها را کم می کند.

    ب. هر یک از آن عبارات «درگیری» را که فهرست می‌کنید، می‌تواند کمیت شود و من نیز آنها را به عنوان تعامل تعریف می‌کنم. جایی که من با شک شما به اشتراک می گذارم زمانی است که هر یک از این عبارات به خاطر خودشان کمیت می شوند. فقط به این دلیل که کسی نظری می‌گذارد، لزوماً به این معنی نیست که آنها به انجام یک اقدام تعریف‌شده تجاری مانند خرید نزدیک‌تر هستند. اقدامات مشارکتی باید در جهت نتیجه نهایی مورد نظر یک کسب و کار باشد. بازاریابی باید این مسیر (اغلب غیر خطی) را تکمیل کند. به عنوان مثال، جایی که Travelocity شکست خورد، فقط ایجاد یک کمپین آگاهی جالب بود، بدون اینکه فکر کنید چگونه هر تعامل مشتری، فرد را به انجام یک هدف نهایی وادار می کند.

    ج. اگر بخواهیم با قیاس شما کار کنیم... فکر نمی‌کنم شرکت‌ها واقعاً از مشتریان خود انگشتری بگیرند. شرکت ها باید دائماً مشتری را جذب کنند، آنها را جذب کنند، روابط جدیدی با آنها ایجاد کنند. اگر یک شرکت فکر می کند که در نهایت مشتریان خود را در راهروی ازدواج به راه انداخته است، آنها واقعاً شگفت زده خواهند شد که چگونه طلاق در تصویر آنها سریع است.

    با عرض پوزش برای اظهار نظر طولانی، اما من معتقدم که تعامل یک معیار حیاتی برای بازاریابی است و می توان آن را به طور موثرتری ایجاد کرد. فقط یک دیدگاه متفاوت

    • 4

      کریس،

      بازخورد عالی و گفتگوی خوب. در بازخورد شما، من این ایده را به چالش می کشم که هر یک از این رویدادها در واقع به یک رابطه پولی منجر می شود. قیف فروش یک شرکت را به من نشان دهید که شواهدی را ارائه می دهد که نشان می دهد ابزار اصلی برای ترغیب مردم به خرید از تجارت شما با اظهار نظر آنها در وبلاگ شما شروع می شود ... یا اینکه بین تعداد دنبال کنندگانی که دارید و بودجه کلی بازاریابی شما رابطه وجود دارد.

      حدس می‌زنم ناامیدی من در این واقعیت است که مردم بر این باورند که این در حال تبدیل شدن به نوعی شاخص عملکرد شبه برای مشاغل است. به عنوان یک بازاریاب، باید شواهد و داده های تحلیلی ارائه کنم که رابطه علت و معلولی بین این چیزها و خرید واقعی را نشان دهد. تا امروز فکر کنم bs باشه

      با احترام فراوان!
      داگ

  3. 5

    داگ، این یک تشبیه عالی است، و من موافقم که "مشارکت" بیش از حد استفاده شده و فرسوده شده است. در نهایت، بازاریابان باید بر روی آنچه که تجارت را هدایت می کند و باعث می شود مردم جدیت کنند پول خود را برای محصولات و خدمات شما صرف نظر کنند، تمرکز کنند. -مایکل

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.