ضربات مرده در نمایش؟ Twitter - ابزار جدید مدیریت AP

شرم

من دیروز حالم بد بود چون در حال پیگیری فاکتورهای معوقه سه مشتری بودم. من بدخلق بودم و نیاز به تخلیه داشتم ، بنابراین یک نظر بی گناه (نه چندان بی گناه) در توییتر قرار دادم. من پرسیدم:

وقتی مشتری قبض پرداخت نمی کند و از تماس های تلفنی شما طفره می رود ، فرم نام بردن از آنها در توییتر شکل بدی است؟

پاسخ هایی که من دریافت کردم از دوستان بود که به من گفتند این یک ایده جدی بد است ، به چند نفر که احساس می کنند ممکن است موثر باشد ، به برخی که با دقت نظر و چند ایده سرگرم کننده در ترکیب قرار داده اند: مورد علاقه من:

wolfems که گفت ، "من آن را دوست دارم ... آن را یکشنبه انجام دهید و می تواند یک برچسب جدید باشد ، SundayShame. شکل جدید مدیریت AP.

اگرچه من شک دارم که به زودی اعلامیه های DEADBEAT را ارسال می کنم ، اما سوالات جالب توجهی ایجاد شده است. از آنجا که اینترنت شفافیت بیشتری در تجارت ایجاد می کند ، آیا همه معاملات را شفاف می کند؟ و آیا این تهاجمی است یا بهبود روابط تجاری؟

من جواب ندارم ، اما دوست دارم بازخورد داشته باشم. احساس شما در مورد عمومی ساختن اطلاعات بیشتر چیست و امروز از رسانه های اجتماعی برای انجام این کار چگونه استفاده می کنید؟

11 نظرات

  1. 1

    اگر به تالارهای گفتگوی نوع جمع آوری نگاه کنید، آنها تجربیاتی را در معاملات خود با یکدیگر ارسال می کنند که تراکنش های پولی هستند. در حال حاضر، شاید از نظر برخی حرفه‌ای‌ها مانند یک معامله «تجاری» واقعی نباشد، اما برخی کسب‌وکارها اتفاق افتاده است. به همین دلیل است که همین افراد زمان می‌گذارند تا فهرستی از «تجار خوب» تهیه کنند و توصیه‌هایی ارائه کنند.

    من به قانون طلایی نگاه می کنم، با دیگران انجام دهید... آیا می خواهم کسی چیزی واقعاً منفی با نام من پست کند؟ خیر. آیا باید شیوه های تجاری محکمی را انجام دهم - بله. که به طور کامل از این امر جلوگیری می کند.

    من هرگز توصیه نمی‌کنم کسی/شرکت را با نام ذکر کنید، زیرا در نهایت به شخصیت شما بازتاب می‌یابد. اما اگر آنها نوعی شخصیت آنلاین دارند که نام دقیق آنها نیست، فکر می کنم وقتی این کار با سلیقه انجام شود، اگر هدف هشدار دادن به دیگران باشد، می تواند مناسب باشد.

  2. 2

    من اول از همه طرفدار اخطار جدی هستم، لورین. من مشکلی با ددبیت ندارم - تا زمانی که آنها از عواقب آن آگاه باشند. دنباله من ایمیل > صدا > حضوری (در صورت امکان) > وکیل ... و سپس اگر هنوز پاسخی وجود نداشته باشد = عمومی خواهد بود.

    من در حال حاضر در وسط یک استارت آپ هستم و چندین فاکتور معوق داریم. با این حال، ما با فروشندگان قراردادهایی داشتیم که فقط زمانی می توانستیم آن را پرداخت کنیم که بودجه سرمایه گذاری را دریافت کنیم. امیدوارم به این زودی ها نامم را در یکشنبه Deadbeat نبینم!

    داگ

  3. 3

    این قطعاً نقض قرارداد اجتماعی است. مردم انتظار دارند که اطلاعات مربوط به جریان نقدینگی، خصوصاً در مورد زمان و نحوه پرداخت صورت‌حساب، خصوصی بماند.

    با این حال، می‌توانید پیش از این با یک مشتری ایجاد کنید که همه داده‌های پرداختنی حساب‌های او را، چه خوب و چه بد، منتشر کنید. این شبیه بحث مخفیانه حقوق است - هرکسی می تواند استدلال را دنبال کند، اما تغییر دادن برای اکثر مردم بسیار بزرگ است که نمی توان آن را جدی گرفت.

  4. 4

    ما در واقع با مشتریان کار می کنیم و چندین ماه فاکتورها را حمل می کنیم. طولانی ترین مشتری مشتری بود که به مدت 200 ماه 18 دلار در ماه پرداخت کرد. تا زمانی که با من صحبت می کنند با آن مشکلی ندارم.

    من احتمالا هرگز نمی خواهم این کار را انجام دهم، اما نوشتن آن حالم را خیلی بهتر کرد! از نظر شما متشکریم.

  5. 5

    من فکر نمی‌کنم که پست کردن فهرستی از مشتریان بی‌نظیر بتواند کاری را انجام دهد، مگر اینکه مشتری را به اندازه کافی عصبانی کند تا اقدام قانونی انجام دهد. علاوه بر این، این…..خوب نیست. از سوی دیگر، نامه ای سخت گیرانه از وکیل شما ممکن است موثر باشد.

    من اغلب فکر می‌کردم که داشتن یک فهرست «شیطان/خوب» در میان همکاران صنعتی ممکن است مفید باشد تا بتوانیم از انجام کار برای مشتریانی که با ما خوب رفتار نمی‌کنند اجتناب کنیم.

  6. 6

    از آنجایی که یک صاحب کسب و کار کوچک با جریان نقدی محدود هستم، تا آنجا که من دوست دارم، نظر جی را طوطی وار خواهم کرد. آیا خوشحال می شوم که نامم را به این دلیل توییت کنم؟ نه. اما، آیا در توییت کردن در مورد تجربیات بد (یا استثنایی) خدمات مشتری مشکلی دارم؟ اصلا!

  7. 7

    آن را خصوصی نگه دارید! یک روز همه چیز می تواند تغییر کند و شما نخواهید پل ها را بسوزانید. من معتقدم که اگر شما به دنبال پرداخت هستید، شانس بسیاری دیگر وجود دارد. متوجه شده ام که بیشتر مردم می خواهند کار درست را انجام دهند و صورت حساب را بپردازند. متأسفانه، وقتی پرداخت در سمت دریافتنی کند است، در سمت قابل پرداخت کند است و به همین ترتیب زنجیره ادامه می یابد. این اقتصاد به آگاهی و حساسیت بیشتری نیاز دارد که بتواند به حفظ یکدیگر در تجارت کمک کند تا زمانی که شاهد چرخش بزرگ و بهبود این اقتصاد باشیم.

  8. 8

    من شخصاً احساس می کنم که پست کردن در مورد مشتریان بی ادبانه است.
    آنها ممکن است در این اقتصاد دلیل موجهی برای تأخیر در پرداخت ها داشته باشند، به عنوان مثال پزشکی، از دست دادن شغل و غیره. و خجالت می کشند و مطمئن نیستند که در مورد این وضعیت چه باید بکنند.
    همچنین باید مراقب باشید که چه چیزی در مورد افراد عصبانی ارسال می کنید.
    من 7 سال پیش از یک شرکت بزرگ اینجا اخراج شدم و تازه متوجه شدم که مدیر قدیمی من در آن شرکت یک حساب توییتر دارد و پست های دروغ پر از نفرت شرورانه ای درباره من ارسال می کند و من مطمئن نیستم که چرا؟

  9. 9

    در شرایط آجر و ملات، آیا این مانند ارسال چک بد شخصی در بالای ثبت نیست؟ از طرف دیگر، بسته به مخاطب، می‌تواند به پوستر بد جلوه کند که به همان اندازه مردود به نظر برسد، و شما این را نمی‌خواهید.

    من شرم عمومی را کنار می گذارم. همیشه گزارش ریپوف وجود دارد.

  10. 10

    بیرون رفتن از افرادی که به شما بدهکار هستند سه کار را انجام می دهند:

    1. این نشان می دهد که نمی توان به شما اعتماد کرد تا با احتیاط در موقعیت های دشوار مدیریت کنید.
    2. اگر مشتری شما مشکلاتی را تجربه می کند، پست شما ممکن است تلاش آنها برای جمع آوری پول یا دریافت معامله ای را که به شما پرداخت می کند، از بین ببرد.
    3. با بیرون رفتن از مشتری خود، این سیگنال را به مشتریان آینده ارسال می کنید که با آنها به همان شیوه رفتار خواهید کرد.

    فقط زمانی باید مردم را بیرون کنید که تصمیم گرفته باشید آنها را به دادگاه بکشانید. رابطه در آن نقطه تیراندازی می شود.

  11. 11

    مثل همیشه زمان صرف شده برای خواندن پست داگ سرمایه گذاری خوبی در زمان من بود. همه ما می توانیم با فرضیه او ارتباط برقرار کنیم، که در هر دو طرف سناریو نبوده است و بودن در هر یک از این موقعیت ها ناراحت کننده است.
    هیچ آسیبی به هواگیری شما وارد نشد و متوجه شدم که واکنش شما بیشتر از آنچه احتمالاً انتظار داشتید، برجسته بود.
    برای من، آقای کار، این نمونه دیگری از قدرت و ارزش واقعی در ایندیانای کوچک است... ما هرگز نباید تردید کنیم یا دست کم بگیریم که افکار کنونی ما ممکن است در ارائه دیدگاه‌های همکاران آگاه و خوش‌اندیش چقدر مناسب باشد.
    هر پاسخ دهنده در اینجا محتوای مفیدی را اضافه کرد و با انجام این کار دوباره به من این امکان را داد که دنیای خود را با اطلاعات بزرگتر کنم و در عین حال با نشان دادن بیشتر شخصیت و هوش خود و ارائه مجدد نمونه ای از این که ایندیانای کوچکتر می تواند چقدر منبع ارزشمندی باشد، من را به روشی بسیار بیشتر غنی کند. همه ما.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.