ویدئو> = تصاویر + داستان ها

راه اندازی ویدئو تجاری

مردم نمی خوانند. آیا این حرف وحشتناکی نیست؟ به عنوان یک وبلاگ نویس ، این خصوصاً نگران کننده است اما باید اعتراف کنم که مردم به راحتی نمی خوانند. ایمیل ها ، وب سایت ها ، وبلاگ ها ، روزنامه های سفید ، اطلاعیه های مطبوعاتی ، الزامات عملکردی ، توافق نامه های پذیرش ، شرایط خدمات ، مشاغل خلاق. هیچ کس آنها را نمی خواند.

ما مشغول هستیم - فقط می خواهیم به جواب برسیم و نمی خواهیم وقت تلف کنیم. راستش وقت نداریم

این هفته برای من یک هفته ماراتن بود در نوشتن برخی مطالب بازاریابی ، پاسخ به ایمیل ها ، نوشتن اسناد مورد نیاز برای توسعه دهندگان و تعیین انتظارات با چشم انداز آنچه می توانیم ارائه دهیم ... اما بیشتر آنها به طور دقیق مصرف نشده است. من شروع به درک میزان تأثیرگذاری تصاویر و داستان های چرخه فروش ، چرخه توسعه و چرخه اجرا می کنم.

آشکار شد که نمودارها برای ایجاد یک اثر فیزیکی در حافظه مردم ضروری هستند. شاید این یکی از دلایل این امر باشد کاردستی مشترک با آنها بسیار موفق است فیلم های.

این ماه گذشته ، ما شب و روز را صرف یک RFP جایی که ما ده ها سوال در مورد محصول و توانایی های آن پاسخ دادیم. ما کلمات را ریختیم ، نمودارهای عالی ساختیم و جلسات مختلفی را با این شرکت به صورت حضوری و تلفنی داشتیم. ما حتی یک CD تعاملی توزیع کردیم که مروری بر تجارت و خدمات ما بود.

در پایان روند ، ما در حال یافتن شماره 2 هستیم.

چرا؟

صادقانه بگویم ، تمام مکالمات صوتی ، مطالب بازاریابی و اسنادی که ساعت ها صرف آن شده ایم هنوز تصویری مختصر برای مشتری روشن نکرده است که ما ویژگی اصلی را داشتیم که آنها نیاز داشتند. ما این کار را کردیم ... اما در تمام انبوه اسناد ، جلسات ، پیام رسانی و غیره ، این پیام از بین رفته بود.

عجیب نیست که شرکت در موقعیت شماره 1 این فرصت را داشته است که (در یک آزمایشگاه داخلی) با مشتری در مورد محصولات قابل تحویل کاملاً نشان دهد. ما خیلی دیرتر وارد روند کار شدیم و برای تظاهرات داخلی فشار نیاوردیم. ما اطمینان داشتیم که کاملاً ارتباط برقرار کرده ایم راه حل های مورد نیاز آنها.

ما اشتباه کردیم

بازخورد مشتری این بود که نمایش ما بیش از حد فنی بود و فاقد آن بود گوشت از آنچه مشتری خواسته است. من مخالف نیستم - ما با توجه به اینکه شرکت با فروشنده قبلی خود شکست ناگواری داشت ، ما به طور کامل کل ارائه خود را در مورد جنبه های فنی سیستم خود هدف قرار دادیم. ما می دانستیم که برنامه ما به تنهایی ایستاده است ، بنابراین می خواستیم در مورد چگونگی تمایز فناوری مورد نیاز آنها در خانه صحبت کنیم.

آنها این را نمی دانستند.

با نگاهی به گذشته ، فکر می کنم ما احتمالاً می توانستیم یک تن از تماس ها ، اسناد و مدارها و حتی نمودارها را رها کنیم و به سادگی ویدئویی از نحوه کارکرد برنامه تهیه کنیم و بیش از انتظارات آنها باشیم. من می دانم که اخیراً در وبلاگم چیزهای زیادی در مورد ویدیو می نویسم - اما واقعاً در این رسانه معتقدم.

7 نظرات

  1. 1

    داگ ،
    I talked to Mark about this today at Basketball, and the first thing I asked him was “did you draw pictures with the client?” In my experience, nothing brings business and technical discussions together better than a live “white board” discussion where you get all the linkages, systems, reasons, users, etc. out on the board in a live discussion with the customer. I agree with you that no one reads anything. If I write something, I like to read with with the customer word for word – so that demands that the documents be short.

    Sorry for the long comment, but you hit a hot button with me, and I got pulled into the conversation today…
    -اسکات

    • 2

      هی اسکات ،

      Your conversation with Mark definitely encouraged this blog post and I agree with you. Given the volume of material we needed to push to this particular prospect in a short period, I even think going beyond images would have been necessary – perhaps a mix of images, recorded demonstrations and live demonstrations.

      We were definitely put at a disadvantage from the start – the other company already being embedded without our knowledge – but the fact that we have the better product would have stuck out much more had we left all of the participants with the vivid memory of our products’ better capabilities.

      Thanks for the inspiration!
      داگ

  2. 3

    Sorry to hear you didn’t make the sale. Your honesty is very much appreciated. It’s a humbling experience to be 2nd on something important. It sounds like you have hit the nail on the head with your insight on the video medium. If you think of a sales presentation as an educational experience for the customer, you will remember that people learn in different ways. Teachers know that some people process learning by listening, some people process learning by reading, some people process learning by doing. If you can provide a variety of learning experiences, you’ll reach your goals of educating. You can always have multiple presentations with different styles prepared in advance, and gauge your audience during the presentation. If they give you little clues like saying “I hear you, Doug”, or “I’m not seeing where whe’re going here”, you can gain a little insight into their learning style….. and then go in that direction. Good luck with the next presentation. And thanks for the cool little video on Blogs on the Commoncraft site! That was so fresh! And also thanks for the backlinks from a previous comment… I am placing your blog on my list of blogs with the no-nofollow on my site!

  3. 5
  4. 7

    There are two basic rules that any marketer should follow:

    Rule #1 (from journalism) — The average person has the reading level AND attention span of a 6th grader. Use short sentences and small words. The important information goes first, the less important goes last.

    Rule #2 (from marketing) — We are bombarded by more than 30,000 persuasive messages per day (this is more than just advertisements). To cut through the clutter, even for smarter people, you need to follow Rule #1.

    A good RFP is only a couple of pages and will only address that particular need the client has, not talk about the responding company, their process, or include lots and lots of materials. If you do, include them in an index, but only include the materials you absolutely must have.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.