نحوه نوشتن محتوا در جایی که بازدید کنندگان ارزش شما را تعیین می کنند

ارزش

صرف نظر از قیمت، ارزش همیشه توسط مشتری تعیین می شود. و اغلب ، این ارزش به میزان استفاده مشتری از محصول یا خدمات شما بستگی دارد. بسیاری از فروشندگان نرم افزار یا خدمات (SaaS) از فروش مبتنی بر ارزش برای تعیین قیمت خود استفاده می کنند. این بدان معناست که ، آنها به جای تعیین نرخ ثابت ماهانه یا نرخ بر اساس میزان استفاده ، با مشتری کار می کنند تا مقداری را که پلتفرم می تواند ارائه دهد تعیین کنند و سپس آن را به قیمتی مناسب برای هر دو طرف برسانند.

در اینجا مثالی آورده شده است ... بازاریابی از طریق ایمیل. من می توانم برای یک سرویس بازاریابی از طریق ایمیل با هزینه 75 دلار در ماه ثبت نام کنم یا با یک سرویس برتر با قیمت 500 دلار در ماه شرکت کنم. اگر ایمیل را تبلیغ نکنم و از آن برای افزایش مشتری ، جذب یا حفظ مشتری استفاده کنید، 75 دلار در ماه ارزش کمی دارد و ممکن است باشد خیلی زیاد پول برای خرج کردن. اگر من با خدمات 500 دلار در ماه همراه باشم و آنها به توسعه پیام من کمک کنند ، به من کمک می کنند تا کارهایی را برای افزایش ، جذب و نگهداری انجام دهم ... من می توانم با استفاده از ایمیل از طریق استفاده از صدها هزار دلار سود ببرم. این ارزش بسیار خوبی است و ارزش پول پرداختی را نیز دارد.

دلیل وجود بازاریابان وجود دارد درصد استفاده کنید در ارائه خود شواهدی از افزایش ارزش برای محصولات و خدمات خود ارائه دهند. اگر من به محصول شما روی آوردم و این می تواند 25٪ در هزینه پرداخت من صرفه جویی کند ، به عنوان مثال ، این به معنای هزاران دلار برای تجارت است. اما اگر تجارت شما میلیون ها دلار هزینه بپردازد ، ارزش محصول برای کسب و کار شما بسیار بیشتر از من است.

بازاریابان اغلب در تعریف a اشتباه می کنند گزاره ارزش منحصر به فرد که ارزش ذهنی را براساس نظر آنها تعریف می کند. این می تواند منجر به ایجاد شکاف در انتظارات بین آنچه شما فکر می کنید ارزش شماست و آنچه مشتری ارزش شما را تشخیص می دهد ، شود. یک مثال: ما با بسیاری از مشتریان در زمینه بهینه سازی موتور جستجو کار می کنیم. مشتریانی که دارای سیستم عامل های محکم هستند ، بازاریابی سریع و فرآیندهای توسعه ، و می تواند تغییرات قابل توجهی را برای پاسخگویی به خواسته های موتورهای جستجو انجام دهد که از خدمات ما ارزش باورنکردنی می گیرند مشتریانی که گوش نمی دهند ، تغییرات را اجرا نمی کنند و توصیه های ما را به چالش می کشند ، اغلب رنج می برند و ارزش کاملی را که می توانیم ارائه دهیم درک نمی کنند.

هنگام نوشتن محتوای بازاریابی ، استراتژی هایی وجود دارد که به شما کمک می کند:

  • از درصد در صورتهای ارزش خود استفاده کنید تا بازدیدکنندگان ریاضیات خود را انجام دهند و پس اندازها و بهبودهای صورتهای درآمد خود را به جای مشتریان شما محاسبه کنند.
  • ارائه سناریوهای موردی ، مطالعات موردی و بهترین روش هایی که به بازدید کنندگان شما کمک می کند ارزش شما را برای سازمان خود تعیین کنند.
  • محتوایی را ارائه دهید که مستقیماً با صنایع خاص ، انواع شرکت ها و مخاطبان صحبت می کند تا بازدیدکنندگان شما بین محتوای شما و تجارت شخصی خود شباهت هایی پیدا کنند.
  • از مجموعه ای از مشتریان ، عناوین و موقعیت های آنها در شرکت ، توصیفات ارائه دهید تا تصمیم گیرندگانی که با این عناوین و موقعیت ها مطابقت دارند ، بتوانند با آنها شناسایی شوند.

برخی از افراد معتقدند که بازاریابی و فروش مبتنی بر ارزش تا حدودی فریبنده است. آنها معتقدند که همه باید همان قیمت را بپردازند. من در حقیقت برعکس بحث می کنم. شرکتهایی که بدون در نظر گرفتن قیمت گذاری مشخص ، مشتری و چگونگی استفاده از محصولات و خدمات شما را در نظر نمی گیرند. حتی بدتر - بازاریابی که بازدید ، رتبه بندی ، درآمد و ... را تضمین می کند وحشتناک است. آنها تعامل های بارگیری شده از پیش رو دارند تا شما پول خود را خرج کنید و وقتی نتیجه وعده داده نشده را ترک می کنید. ترجیح می دهم با فروشنده ای کار کنم که به حرف های من گوش دهد ، منابع من را درک کند ، نیازهای من را تشخیص دهد و برای تهیه قیمتی که هم بودجه من را تأمین کند و هم ارزش مورد نیاز من را تأمین کند ، کار کند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.