وقتی روانگردان ها به محل کار خود می روند

مارها با کت و شلوار: وقتی روانگردان ها سر کار می روند

بسیاری از نزدیکترین دوستان و همکارانم می دانند که چندی پیش تجربه بسیار وحشتناکی را در ترک کارفرمای خود تجربه کردم. بعضی از افراد ممکن است تعجب کنند که چرا افراد پس از چنین چیزی نمی توانند به سادگی حرکت کنند. وقتی آن کارفرما سازمانی بسیار بزرگ باشد ، تمایل دارد بارها برگردد و به شما یادآوری کند. تا زمانی که واقعاً از شهر خارج نشوید ، در مورد آنچه بعد از خروج شما اتفاق افتاده است ، همچنان کلمه "در خیابان" را می شنوید. ترک صنعت یک گزینه نیست - این کاری است که من برای امرار معاش می کنم.

هنگامی که شما نوعی فردی هستید که کار را از خانه جدا نمی کنید و هر آنچه را که در اختیار دارید در شغل خود می ریزید - کنار گذاشتن شرایطی دشوار است. برای آن دسته از ما که ترک کرده ایم ، همه در مورد اتفاقات اتفاق نظر داریم. اما برخی از افراد باقی مانده دارای چنان زخمی هستند که حتی تحمل رفتن به ناهار و صحبت با بقیه را ندارند. تصور کنید که یک وضعیت چقدر آسیب زننده است تا به چنین شخصی آسیب برساند.

من یک پسر خیلی خوشحالم من کارم را دوست دارم و کاری را که انجام می دهم دوست دارم. اما وقتی آن دوران در زندگی شغلی من یادآوری می شود ، نمی توانم تعجب نکنم که چرا فرد مسئول هنوز آنجا نیست و هنوز هم آسیب می زند. ده ها انسان بزرگ از بین رفته اند ، دپارتمانی که پیش از این جوایز را از آن خود کرده بود اکنون دستپاچه است و عملکرد شرکت به دلیل آن رو به کاهش است. با این حال ... فرد مسئول باقی می ماند. این برای من واقعا یک راز است.

من دیروز کتابی را در مرزها برداشتم: مارها با کت و شلوار ، وقتی روانگردان ها سر کار می روند. من در حالی که منتظر چند دوست بودم مقدمه را خواندم و تصمیم گرفتم کتاب را بخرم. این واقعاً از سر کنجکاوی بیش از تلاش برای توضیح آنچه برای من اتفاق افتاده بود بود. من واقعاً سعی نمی کردم دو و دو را کنار هم بگذارم. اما بعد این را خواندم:

"البته هلن همه را دوست نداشتند و برخی از کارکنان او به او اعتماد نداشتند. او با همكاران خردسال با بی احترامی و اندازه ای تحقیر رفتار می كرد ، كه غالباً توانایی ها و شایستگی آنها را مورد تمسخر قرار می داد. با این حال ، برای کسانی که به نظر او برای حرفه خود مفید بود ، خوش برخورد ، جذاب و سرگرم کننده بود. او استعداد ارائه طرف خوب خود را به کسانی که احساس می کردند مهم هستند ، دارد ، در حالی که هر کسی را که با تصمیمات او موافق نیست ، انکار ، تخفیف ، دور انداختن و آواره می کند.

هلن به دلیل گفتن آنچه که می خواستند بشنوند به کارمندان شرکت مشهور شد و جلسات مدیریت صحنه را با تیم اجرایی به گونه ای تولید کرد که گویی تولیدات هالیوود هستند. او اصرار داشت که گزارش های مستقیم او متن های توافق شده را دنبال می کند و هر گونه سوال غیر منتظره یا دشوار را به او موکول می کند. به گفته همسالانش ، هلن استاد مدیریت برداشت بود و با موفقیت رئیس خود را دستکاری می کرد ، گزارش های مستقیم را می ترساند و شخصیت های اصلی را برای او بازی می کرد. "

این دو پاراگراف به معنای واقعی کلمه باعث لرز در ستون فقرات من می شود. من مطمئن نیستم که این کتاب به من کمک می کند تا آنچه را که برای من و بسیاری از افراد خوب دیگر رخ داده است را ببخشم و فراموش کنم ، اما شاید به من کمک کند آن را بهتر درک کنم. من هنوز از رهبران سازمان و شرکتی که زمانی همکاران محترم من بودند چیزی نمی شنوم - کاملاً برعکس ، من کاملاً مجاز به تماس با آنها نیستم.

شاید آنها بتوانند این کتاب را بردارند ، بخوانند و دو و دو را کنار هم بگذارند. بدون شک ، آنها به همان درکی خواهند رسید که من اکنون به آن رسیده ام.

آنها ممکن است با یک سایکوپات کار کنند.

مارها را با لباس در آمازون سفارش دهید

2 نظرات

  1. 1

    پست جالب ، خوشبختانه من تاکنون اتفاق بدی برایم نیفتاده است!
    آیا تا به حال درباره مفهوم "هماهنگی مصنوعی" خوانده اید ..
    در بعضی از شرکت ها با مشکلی روبرو نمی شویم که ما برای بدست آوردن پوسته مجبوریم کنار بیاییم. بنابراین در محیط های اجتماعی حتی با شخص خاصی صحبت نمی کنید اما در محل کار مجبور هستید. فقط فكر كردن با صدای بلند اما سركوب كردن این مسئله برای مدت طولانی ممكن است باعث گرایش های سایكوپاتیک شود.

    • 2

      من به عنوان یکی دیگر از قربانیان یک عزیمت وحشتناک ، بسیار دوستدار وضعیت داگ هستم و می توانم مدت زمان بهبودی را درک کنم. من نیز هنوز در اینجا شایعاتی راجع به آنچه از زمان ترک من گذشته است ، می گویم ، و اگرچه خاطرات کمرنگ شده اند ، اما هرگز به طور کامل از صدمه ای که به من وارد شده عبور نمی کنم (برای کسانی که آن را تجربه نکرده اند ، شما خوش شانس هستید - قربانی شدن یک سوراخ کاری کار کنید ، یا همکاران غیر قابل اعتماد یا افرادی که موقعیت بالاتری دارند ، احساس می کنید که مورد تجاوز ، دزدی ، ضرب و شتم قرار گرفته اید و برای مرگ رفته اید). یک راه حل این است که بگویید "ضرر آنها" و "من برای آنها متاسفم". من همچنین فکر می کنم "احمقانی که زندگی من را برای تمام آن سالها غیر قابل تحمل ساخته اند ، باید واقعاً دارای برخی از مسائل اعتماد به نفس باشند تا بتوانند در ایجاد یک جهنم برای زندگی یک مشارکت کننده مثبت بسیار سخت کار کنند." همه این افکار به من کمک کرده اند تا بهبودی پیدا کنم ... شاید آنها نیز به شما کمک کنند ، داگ.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.