یک مجله وجود دارد که من برای آن پرداخت می کنم: با سیم

دوستانم می دانند که من یک دزد کتاب هستم. من عاشق کتاب های گالینگور هستم. چیزی شبیه شکاف ستون فقرات باکره و عطر صفحه ترد با جوهر تازه روی آن نیست. احساس می کنم یک کتاب جدید همیشه برای من هدیه است ... و این مال من است ، همه مال من است!

هرچند من در حال کار بر روی دلبری سخت جلد سخت خود هستم! نمی توانم احساس گناه کنم و در همه کتابهایی که در اطراف آپارتمان من جمع شده اند و شایسته خواندن آنها توسط دیگران است که چندان مایل به سرفه کردن قیمت سخت نیستند ، احساس گناه می کنم. قول می دهم به آنجا خواهم رسید. حدود یک هفته دیگر ، من می خواهم یک مسابقه برگزار کنم و یک جعبه جلد سخت خوانده نشده… هنوز در پلاستیک آنها قرار دهم. دور خودت بچسب!

به هر حال ... همانقدر که احساس کاغذ را دوست دارم ، سالها پیش روزنامه خواندن را متوقف کردم. داشتم باهاش ​​صحبت می کردم جان کتزنبرگر، یک خبرنگار استار بیزنس (که قصد دارد جناب بازی را در اختیار شما بگذارد) یک هفته یا همین حدود پیش در این باره. وقتی روزنامه نگاری از محصول به پرکننده بین تبلیغات تبدیل شد ، خرید روزنامه را متوقف کردم.

وقتی روزنامه ها تبلیغ کردند که تعداد چاپهای روز یکشنبه به جای تعداد زیادی اخبار که منتشر شده بود ، روزنامه ها را متوقف کردم. هنوز هم مرا ناراحت می کند. اگر ستون جان نبود ، مطمئن نیستم که حتی ستاره ایندیاناپولیس ستاره را نیز به صورت آنلاین خوانده باشم.

سیمهنوز یک نشریه چاپی وجود دارد که من نمی توانم صبر کنم تا آن را باز کنم و باز کنم ... و این مجله سیمی. من اشتراك را از سالها قبل متوقف كردم ، وقتی كه آنها به تصاویر بزرگ ، چاپ كوچك روی آوردند ... اما چند سال گذشته باورنکردنی بود. دیگر هیچ آرتسی وجود ندارد - هر مقاله صفحه ای است. نسخه های بسیار کمی وجود دارد که من از جلدی به جلوی دیگر نمی خورم. من سال گذشته را خواندم و حتی متوجه شدم که هر 2 تا 3 ماه یک بار در مورد مقالات Wired وبلاگ می نویسم.

مجله سیمی این ماه:

از آنجا که این مقالات اکنون آنلاین هستند ، من واقعاً شما را به چالش می کشم که این مقالات را بخوانید. اگر روز شما با خواندن پست های وبلاگ پر شده است و شما از آن دسته افرادی هستید که تعجب می کنید چرا دیگر به روزنامه نگاران نیاز داریم ، هر یک از این مقاله ها باید نظر شما را تغییر دهد. دقت و نوشتاری که برای هریک از این مقاله ها در نظر گرفته شده است از صفحه نمایش صفحه خارج می شود.

وقتی به این فکر می کنم که چقدر برای یک کتاب گالینگور خوب پرداخت می کنم و چقدر هزینه مجله Wired می کنم - تعجب می کنم که چرا برای اشتراک خود هزینه بیشتری پرداخت نمی کنم. حتی یک مجله در بازار وجود ندارد که توجه من را به خود جلب کند و گزارشات زیادی راجع به بخش فناوری و همچنین Wired ارائه دهد.

نمی توانم صبر کنم تا ماه آینده Wired!

4 نظرات

  1. 1

    من خودم Wired را دوست دارم، اما دوباره یک رابطه روشن داشتم. من در حال حاضر در حال خواندن آن هستم.

  2. 2

    Wired تنها موردی است که من نیز با آن گیر کرده ام. من یک گیمر هستم و در حدود 2 سال گذشته Game Informer را دریافت کرده‌ام، اما این فقط به این دلیل است که کارت تخفیف Game Stop را به همراه دارد.

  3. 3

    خوانندگان دائمی وبلاگ ما (www.inmedialog.com) می دانند که ما بدون توجه به فرمت، حامیان پرشور برتری در روزنامه نگاری هستیم. من با کسانی همدردی می کنم که باید از یک روزنامه درجه دو یا سه در شهر خود رنج ببرند. مطمئناً این مورد در اینجا در اتاوا، کانادا وجود دارد، جایی که پارچه‌های محلی نمونه‌ای افتضاح از رقابت مالکیت رسانه‌های شرکتی تا ته است.

    با این حال، ما خوش شانس هستیم که یک روزنامه ملی عالی به نام گلوب اند میل داریم که هر روز صبح زود در خانه من می آید. برای بیش از 25 سالی که در دسترس بوده، در زندگی من نیاز به خواندن پشت سر هم داشته است. این روزنامه به عنوان یکی از بهترین روزنامه های انگلیسی زبان در جهان رتبه بندی می شود.

    خواندن هر روز گلوب تقریباً به اندازه اعتیاد شما، داگلاس، برای سایر نشریات وقت می گذارد، اما من در عشق شما به Wired شریک هستم. از زمانی که Business 2.0 زیر پا گذاشته شد، این مجله فناوری شماره یک من شد. (شما می توانید obit من برای 2.0 را در اینجا بخوانید: http://inmedialog.com/index.php/archives/a-business-20-titan-bows-out/) بیشتر از موارد گجت و حرفه ای برخوردار است و کمتر از 2.0 از آن استفاده می کند، اما نوشته فوق العاده است، ویژگی ها معمولاً به خوبی تحقیق شده و متفکرانه هستند و تا زمانی که کارم را با آن تمام کنم، هر چندین گوشه صفحه به عقب خم شده است تا به من یادآوری کند که هر آنچه در آن صفحه نوشته شده است را بیشتر بررسی کنم.

    ما هر هفته تعداد زیادی مجله را به آژانس روابط عمومی متمرکز بر فناوری تحویل می دهیم. سیمی تنها یکی از کارکنان است که باید به محض رسیدن روی میز من قرار داده شود.

    • 4

      سلام فرانسیس،

      من حدود 5 یا 6 سال پیش با The Globe and Mail کار کردم و با ارزیابی شما موافقم. گلوب، در آن زمان، بسیار نگران رسیدن به آن بود مخاطب مناسب... نه فقط دستیابی به هر کسی که ممکن است کاغذ را بخرد. آنها همچنین از تخفیف دادن اجتناب کردند - همه اینها ارزش بسیار بیشتری را برای روزنامه فراهم کرد. گلوب اند میل ممکن است از وال استریت ژورنال به عنوان بهترین روزنامه تجاری در جهان پیشی بگیرد. این یک مقاله عالی و یک سازمان عالی است!

      با تشکر برای اضافه کردن به گفتگو!
      داگ

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.