آژانس شما بمکد

آژانس 2

دیروز ، من در دیترویت در مقر یک شرکت بین المللی صحبت کردم که ده ها شرکت تابعه دارد. سخنرانی من یک ساعته بود و متمرکز بر نحوه نگاه کردن بود علم تجزیه و تحلیل به طور متفاوتی ... به دنبال اطلاعاتی که آنها حتی از وجود آنها مطلع نبوده اند و همچنین اینکه چگونه بر تجارت آنلاین آنها تأثیر می گذارد. این ارائه بررسی های خوبی داشت و دو ساعت بعد ، من هنوز از دیترویت خارج نشده بودم. نشسته بودم و با رهبران بازاریابی از چندین شرکت صحبت می کردم.

موضوع مشترک مکالمه این بود که آنها هیچ تصوری از وجود ابزارها نداشتند. موضوع مشترک دیگر این بود که همه شرکت ها تعامل بسیار گسترده ای با آژانس های ملی و بین المللی داشتند. آنها هم خیلی راضی نبودند.

نمایندگی: دانشکده بازیگری یا اعمال قدرت ؛ حالت عمل بودن ؛ عمل؛ ابزاری

من پرسیدم آژانس هایشان به آنها چه جهتی می دهند؟ ندارد. من پرسیدم آیا آژانس ها در این مراسم حضور دارند؟ نه. من از فرآیندی پرسیدم که طی آن آنها با آژانس خود وارد روند بازاریابی شدند. آنها مجبور به درخواست قیمت بودند. (آیا می توانید یک اجلاس بازاریابی برگزار کنید و آژانس شخصی شما در آن حضور نداشته باشد؟)

این یک داستان تنها نیست. در واقع ، ما در حال حاضر از نزدیک با تعدادی از آژانس های مشتری خود کار می کنیم و همیشه تقریباً مشابه است. ما مشاور مشاور معتبر این شرکت هستیم و آژانس اظهار می دارد که آنها یک پیشنهاد را با هم قرار می دهند. آنها سایت را می سازند ، ما سایت را درست می کنیم. آنها آنها را روی یک راه حل می فروشند ، ما آن را به درستی پیاده سازی می کنیم. آنها یک ثروت می گیرند ، ما ارزش شرکت را برای شرکت چقدر می پردازیم.

تفاوت زیادی بین آژانس و پیمانکار فرعی وجود دارد. اگر برند خود را توسعه می دهید و این یک پروژه حساس به زمان است که در آن شرکت یک راهنمای مارک تجاری به دست شما می اندازد ... شما آژانس نیستید ، شما یک پیمانکار فرعی هستید. اگر روندها و فرصت ها را به مشتری خود منتقل نکنید ... شما آژانس نیستید ، شما یک پیمانکار فرعی هستید. اگر مشتری شما با شما تماس می گیرد در مورد آخرین ابزارها یا فن آوری ها س askingال می کند ... شما آژانس نیستید ، شما یک پیمانکار فرعی هستید.

کلمه نمایندگی از کلمه agentia گرفته شده است که از agens می آید. این یعنی "انجام دادن" or "ساختن" or "عمل کردن". وقتی به این کلمه فکر می کنید ، تصویری از مجموعه ای از افراد با اقتدار ارائه می شود که فعالیت آنها را به آنها واگذار می کنید و به تخصص آنها احتیاج دارد ... آنها بازوی تجاری شما هستند.

آژانس 2

پیمانکاران فرعی قیمت ها را ارائه می دهند. پیمانکاران فرعی جدول زمانی را ارائه می دهند. پیمانکاران فرعی بدون در نظر گرفتن خطر ، حقوق دریافت می کنند. آژانس ها جهت دهی می کنند ، استراتژی ارائه می دهند ، تمرکز می کنند ، پاسخ می دهند ... و همچنین باید خطر داشته باشند.

ما شرکت هر دو را فراهم می کند. ما برخی از قراردادهای فرعی را انجام می دهیم و به عنوان نمایندگی برای دیگران کار می کنیم. من امیدوارم که در نهایت تمام قراردادهای فرعی را از بین ببرم ، اما بعضی اوقات پروژه ها چراغ ها را روشن نگه می دارند تا آنها را بگیریم. گرچه ما اغلب از آنها لذت نمی بریم. وقتی پروژه ای با ما قرارداد می بندد ، مشتری ها معمولاً الزامات را تعیین می کنند و ما مجالی نداریم که بیش از حد انتظارات را برای سود مشتری تعدیل یا تعدیل کنیم.

بعنوان یک آژانس ، گاهی اوقات با مشتری بحث می کنیم. حتی گاهی اوقات آنها را اخراج می کنیم. آنقدر شرکت ها به استخدام پیمانکاران عادت کرده اند که فراموش می کنند مربی ، رهبر و شریکی که به شما می گوید چه چیزی دارید چگونه است نیاز انجام دادن. اگر می خواهید برنده شوید ، مربی می گیرید. اگر فقط می خواهید شخص دیگری برای شما مسابقه بدهد ... انتظار پیروزی ندارید. آژانس ها برنده تولید می کنند.

من کلمه را باور دارم نمایندگی یکی از اصطلاحات بیش از حد در صنعت بازاریابی است. ای کاش آژانس های بیشتری به سادگی با خود تماس می گرفتند مغازه ها. فروشگاه های آرم ، فروشگاه های وب سایت ، فروشگاه های رسانه های اجتماعی ، فروشگاه های ویدیو. با یک مغازه ، وارد می شوید ، هزینه می کنید و بیرون می روید. مسلماً یک مغازه نمی تواند همان دستمزدی را که یک آژانس می پردازد ، تعیین کند ... شاید این مشکل باشد!